شیر برقی یا Solenoid Valve یک شیر کنترلشونده با نیروی الکترومغناطیسی است که معمولاً از دو بخش اصلی تشکیل میشود: بخش الکتریکی یا سلونوئید و بخش مکانیکی یا بدنه شیر. سلونوئید شامل یک سیمپیچ، هسته ثابت، هسته متحرک و مجموعهای از قطعات نگهدارنده است. وقتی ولتاژ مناسب به سیمپیچ اعمال میشود، جریان الکتریکی از آن عبور کرده و میدان مغناطیسی ایجاد میکند. این میدان، هسته متحرک یا پلانجر را جابهجا کرده و باعث باز یا بسته شدن مسیر عبور سیال میشود. در برخی مدلها، حرکت پلانجر مستقیماً مجرای اصلی را کنترل میکند و در برخی دیگر، پلانجر فقط یک مجرای پایلوت کوچک را باز میکند تا فشار خود سیال، دیافراگم یا پیستون اصلی را جابهجا کند.
بر اساس اطلاعات مهندسی ASCO، ساختمان پایه یک سلونوئید ولو از یک آهنربای الکتریکی همراه با هسته متحرک و بدنهای دارای یک یا چند اوریفیس تشکیل میشود. انرژیدار یا بیبرق شدن بوبین باعث حرکت هسته و در نتیجه قطع یا برقراری جریان از مجرا میشود. در مدلهای پایلوتی نیز فشار سیال برای حرکت دادن دیافراگم یا پیستون اصلی مورد استفاده قرار میگیرد.
شیر برقی میتواند تنها دو وضعیت کاملاً باز و کاملاً بسته داشته باشد یا در مدلهای تناسبی، سطح بازشدگی آن متناسب با سیگنال ورودی تغییر کند. مدلهای قطع و وصل معمولی معمولاً برای کنترل ON/OFF استفاده میشوند؛ برای مثال پر کردن مخزن، قطع آب هنگام تشخیص نشتی، کنترل هوای جک پنوماتیک یا جلوگیری از ورود گاز در زمان خاموش بودن مشعل. در مقابل، شیر برقی تناسبی برای کاربردهایی مانند تنظیم دقیق دبی، کنترل فشار، تجهیزات آزمایشگاهی، سیستمهای پزشکی و فرایندهایی که نیازمند تغییر پیوسته جریان هستند به کار میرود. بنابراین عبارت شیر برقی فقط به یک محصول مشخص اشاره نمیکند، بلکه یک خانواده گسترده از شیرهای الکترومغناطیسی با مکانیزمها، ابعاد و قابلیتهای مختلف را در بر میگیرد.
از نظر فنی، عبارتهای شیر برقی، سلونوئید ولو و solenoid valve معمولاً به یک گروه از تجهیزات اشاره میکنند. Solenoid به سیمپیچی گفته میشود که هنگام عبور جریان، میدان مغناطیسی ایجاد میکند و Valve نیز به معنای شیر است؛ بنابراین ترجمه دقیق Solenoid Valve، شیر سلونوئیدی یا شیر الکترومغناطیسی خواهد بود. در بازار ایران اصطلاح شیر برقی بسیار رایجتر است، اما در کاتالوگها، دیتاشیتها، اسناد مهندسی و سفارشهای بینالمللی معمولاً از عبارت solenoid valve استفاده میشود. عبارت سلونوئید ولو نیز شکل فارسیشده همین نام انگلیسی است و میان کارشناسان ابزار دقیق، برق صنعتی، مکانیک و اتوماسیون کاربرد زیادی دارد.
البته باید توجه داشت که هر شیر دارای عملگر الکتریکی الزاماً سلونوئید ولو نیست. برای مثال شیرهای موتوری یا Motorized Valve نیز با برق کار میکنند، اما بهجای حرکت سریع یک پلانجر مغناطیسی، از موتور و گیربکس برای چرخاندن یا جابهجایی عضو مسدودکننده استفاده میکنند. شیرهای موتوری معمولاً برای سایزهای بزرگتر، زمان عملکرد طولانیتر، کنترل تدریجی یا نگهداری وضعیت بدون مصرف مداوم برق مناسب هستند. در مقابل، شیر برقی اغلب ابعاد کوچکتر، سرعت قطع و وصل بیشتر و ساختار سادهتری دارد و برای دفعات عملکرد زیاد انتخاب مناسبی محسوب میشود.
با توسعه سیستمهای کنترل الکتریکی و نیاز صنایع به قطع و وصل خودکار جریان، شیرهای الکترومغناطیسی به یکی از اجزای بنیادی اتوماسیون تبدیل شدند. در سیستمهای قدیمی، اپراتور باید شیرهای دستی را در زمان مشخص باز یا بسته میکرد که این روش علاوه بر کندی، احتمال خطای انسانی و خطر تماس با سیالات داغ، سمی یا پرفشار را افزایش میداد. ورود شیر برقی امکان داد که فرمان کنترل جریان از فاصله دور و از طریق کلید، رله، تایمر یا کنترلر صادر شود. با گسترش PLCها، سنسورها و سیستمهای کنترل توزیعشده، سلونوئید ولو به رابط مهمی میان فرمان الکتریکی و فرایند مکانیکی تبدیل شد.
امروزه در یک کارخانه ممکن است صدها یا هزاران شیر برقی در بخشهای مختلف نصب شده باشد. این شیرها میتوانند هوای ابزار دقیق، آب فرایندی، بخار، روغن، گاز بیاثر، مواد شیمیایی یا مبرد را کنترل کنند. عملکرد صحیح هر شیر گاهی مستقیماً بر ایمنی کل فرایند تأثیر میگذارد؛ برای مثال شیر قطع اضطراری سوخت باید هنگام قطع برق یا فعال شدن سیستم ایمنی، مسیر گاز را در وضعیت از پیش تعیینشده قرار دهد. از طرف دیگر، در یک دستگاه بستهبندی کوچک نیز چند شیر پنوماتیک ممکن است ترتیب حرکت جکها، گیرهها و نازلها را کنترل کنند. این گستردگی کاربرد نشان میدهد انتخاب شیر برقی نباید صرفاً یک خرید عمومی تلقی شود، بلکه باید بهعنوان بخشی از طراحی مهندسی سیستم انجام گیرد.
اساس عملکرد شیر برقی تبدیل انرژی الکتریکی به حرکت خطی مکانیکی است. در حالت بیبرق، فنر و فشار سیال، پلانجر یا دیافراگم را در موقعیت اولیه نگه میدارند. با اعمال ولتاژ نامی به بوبین، میدان مغناطیسی در اطراف سیمپیچ ایجاد میشود و هسته متحرک به سمت هسته ثابت کشیده میشود. این حرکت میتواند مسیر اصلی عبور سیال را مستقیماً باز کند یا ابتدا مجرای کوچکی به نام پایلوت را تغییر وضعیت دهد. وقتی برق قطع میشود، میدان مغناطیسی از بین میرود و فنر بازگشت، مجموعه متحرک را به وضعیت اولیه برمیگرداند.
قدرت میدان مغناطیسی باید بهاندازهای باشد که بر نیروی فنر، اصطکاک قطعات، وزن پلانجر و نیروی ناشی از فشار سیال غلبه کند. به همین دلیل، افزایش فشار کاری یا قطر اوریفیس میتواند نیروی لازم برای عملکرد مستقیم شیر را بهشدت افزایش دهد. سازندگان برای کنترل دبیهای بالا بدون نیاز به بوبین بسیار بزرگ، از مکانیزم پایلوتی استفاده میکنند. در این مکانیزم، بوبین فقط یک مسیر کوچک را کنترل میکند و اختلاف فشار موجود در خط، نیروی لازم برای جابهجایی دیافراگم بزرگتر را فراهم میسازد. همین تفاوت بنیادی، انتخاب بین شیر برقی مستقیم و پایلوتی را تعیین میکند.
در شیر برقی نرمال بسته که با علامت NC نیز نمایش داده میشود، مسیر سیال در حالت قطع برق بسته است. فنر، پلانجر یا دیافراگم را روی نشیمنگاه نگه میدارد و از عبور سیال جلوگیری میکند. با برقدار شدن بوبین، هسته متحرک برخلاف نیروی فنر حرکت کرده و مسیر باز میشود. این ساختار یکی از متداولترین حالتهای شیر برقی است؛ زیرا در بسیاری از فرایندها لازم است هنگام قطع برق، جریان سیال بهصورت خودکار متوقف شود. شیرهای ورودی آب ماشینآلات، شیر قطع گاز مشعل، سیستمهای ایمنی و بسیاری از شیرهای آبیاری از نوع نرمال بسته هستند.
انتخاب NC یک تصمیم ایمنی نیز محسوب میشود. طراح باید بررسی کند که در صورت قطع برق، خرابی کابل یا از کار افتادن کنترلر، ایمنترین وضعیت فرایند چیست. اگر توقف جریان کمخطرتر باشد، شیر نرمال بسته معمولاً انتخاب مناسبی خواهد بود. بااینحال، این نوع شیر برای باز ماندن طولانی به برق مداوم نیاز دارد و بوبین در این مدت گرم میشود. گرم شدن کنترلشده در بوبینهایی که برای کار دائم طراحی شدهاند طبیعی است، اما افزایش دما بیش از محدوده کاتالوگ میتواند ناشی از ولتاژ نامناسب، دمای محیط بالا، گیرکردن هسته یا انتخاب نادرست بوبین باشد.
در شیر برقی نرمال باز یا NO، مسیر سیال در حالت بدون برق باز است و با اعمال ولتاژ بسته میشود. این مدل در فرایندهایی کاربرد دارد که جریان باید در شرایط عادی برقرار باشد و فقط هنگام دریافت فرمان متوقف شود. برای مثال بعضی مدارهای خنککاری، خطوط تخلیه، سیستمهای گردش آب یا فرایندهایی که قطع برق نباید باعث توقف جریان حفاظتی شود، ممکن است به شیر نرمال باز نیاز داشته باشند. انتخاب میان NC و NO نباید فقط بر اساس موجودی بازار انجام شود، بلکه باید وضعیت ایمن سیستم در حالت قطع انرژی مشخص شود.
شیر نرمال باز ممکن است از نظر مصرف انرژی در کاربردی که بیشتر زمان باید باز باشد، اقتصادیتر باشد؛ زیرا بوبین فقط هنگام بستن مسیر برق دریافت میکند. البته در تحلیل مصرف انرژی باید تعداد سیکل، زمان بسته ماندن، توان بوبین، دمای محیط و منطق کنترل در نظر گرفته شود. همچنین باید اطمینان حاصل شود که جهت نصب و اختلاف فشار با مشخصات سازنده تطابق دارد، زیرا ساختار داخلی برخی مدلهای NO با مدل NC متفاوت است و نمیتوان تنها با برعکس نصب کردن شیر، عملکرد نرمال آن را تغییر داد.
شناخت اجزای داخلی شیر برقی به انتخاب، نگهداری و عیبیابی آن کمک میکند. اگرچه طراحی محصولات مختلف متفاوت است، بیشتر سلونوئید ولوها شامل بوبین، قاب یا یوک مغناطیسی، هسته ثابت، هسته متحرک، فنر، لوله هسته، بدنه شیر، اوریفیس، نشیمنگاه، دیافراگم یا پیستون و آببندها هستند. در مدلهای خاص ممکن است تجهیزات دیگری مانند عملگر دستی، نشانگر وضعیت، یکسوساز، مدار کاهش توان، کانکتور دارای LED، سنسور موقعیت یا مدار محافظ نیز وجود داشته باشد.
کیفیت هر یک از این اجزا بر طول عمر کلی شیر تأثیر میگذارد. برای مثال بوبین نامرغوب ممکن است در اثر گرما یا نوسان ولتاژ بسوزد، دیافراگم ناسازگار با سیال ممکن است متورم یا ترکخورده شود و ذرات جامد میتوانند بین پلانجر و لوله هسته گیر کنند. همچنین خوردگی بدنه یا قطعات داخلی ممکن است حرکت مکانیکی شیر را مختل کند. بنابراین هنگام بررسی قیمت شیر برقی باید فقط ظاهر یا سایز اتصال را مقایسه نکرد و کیفیت متریال، کلاس عایقی بوبین، دقت ساخت و امکان تأمین کیت تعمیر را نیز در نظر گرفت.
بوبین مجموعهای از سیم مسی عایقدار است که دور یک قالب پیچیده شده و با دریافت ولتاژ، میدان مغناطیسی تولید میکند. بوبینها با ولتاژهای مختلف مانند ۱۲، ۲۴، ۴۸، ۱۱۰ و ۲۲۰ ولت عرضه میشوند و ممکن است برای جریان مستقیم DC یا جریان متناوب AC طراحی شده باشند. ولتاژ و نوع جریان بوبین باید دقیقاً با منبع تغذیه و کد کامل محصول تطابق داشته باشد. اتصال بوبین ۲۴ ولت DC به برق ۲۲۰ ولت AC میتواند در مدت بسیار کوتاهی باعث سوختن سیمپیچ، ذوب شدن عایق و ایجاد خطر آتشسوزی شود.
توان مصرفی بوبین بر حسب وات یا ولتآمپر در دیتاشیت درج میشود. برخی بوبینها برای کار دائم یا Continuous Duty طراحی شدهاند، درحالیکه بعضی مدلها فقط در سیکل کاری محدود قابل استفاده هستند. کلاس عایقی مانند F یا H نیز توانایی سیستم عایق در تحمل دما را نشان میدهد، اما نباید آن را با حداکثر دمای مجاز محیط یا سیال یکسان دانست. دمای واقعی بوبین حاصل مجموع گرمای الکتریکی، دمای محیط و انتقال حرارت از سیال است؛ بنابراین استفاده از شیر در خط بخار یا نزدیک کوره نیازمند بررسی دقیق محدودیت حرارتی کل مجموعه خواهد بود.
پلانجر قطعه فلزی متحرکی است که درون لوله هسته حرکت میکند و تحت تأثیر میدان مغناطیسی قرار میگیرد. سطح پلانجر، فاصله هوایی، جنس آلیاژ، جرم قطعه و کیفیت ماشینکاری بر سرعت و نیروی عملکرد شیر مؤثر هستند. در قسمت انتهایی پلانجر معمولاً یک آببند نرم نصب میشود که با قرار گرفتن روی نشیمنگاه، مسیر سیال را میبندد. در برخی مدلها خود پلانجر فقط مجرای پایلوت را کنترل میکند و تماس مستقیمی با اوریفیس اصلی ندارد.
ورود ذرات ریز، رسوب، زنگزدگی یا مواد چسبنده به فضای حرکت پلانجر میتواند باعث گیرکردن آن شود. در چنین شرایطی ممکن است بوبین صدای غیرعادی ایجاد کند، شیر کامل باز نشود یا پس از قطع برق همچنان در وضعیت قبلی باقی بماند. استفاده از فیلتر مناسب، شستوشوی خط پیش از نصب و انتخاب متریال سازگار، احتمال این مشکل را کاهش میدهد. همچنین در زمان تعمیر نباید پلانجر با ابزار زبر خراشیده شود، زیرا افزایش اصطکاک یا تغییر فاصله مغناطیسی میتواند عملکرد شیر را مختل کند.
فنر بازگشت وظیفه دارد پس از قطع برق، پلانجر یا مجموعه متحرک را به وضعیت اولیه برگرداند. سختی فنر باید بهگونهای انتخاب شود که هم بسته شدن مطمئن شیر را تضمین کند و هم بوبین بتواند هنگام برقدار شدن بر نیروی آن غلبه کند. ضعیف شدن، شکستگی، خوردگی یا تغییر شکل فنر ممکن است باعث تأخیر در عملکرد، نشتی یا باقی ماندن شیر در وضعیت باز شود. جنس فنر بر اساس نوع سیال و شرایط خورندگی انتخاب میشود و در بسیاری از محصولات صنعتی از فولاد زنگنزن استفاده میشود.
فنر یک قطعه ساده به نظر میرسد، اما جایگزینی آن با نمونه غیراصلی میتواند مشخصات عملکردی شیر را تغییر دهد. طول آزاد، قطر سیم، تعداد حلقهها و ثابت فنر باید با طراحی اولیه یکسان باشد. به همین دلیل بهتر است برای تعمیر از کیت رسمی یا قطعاتی استفاده شود که دقیقاً برای مدل موردنظر تولید شدهاند. کوتاه کردن فنر یا کشیدن آن برای رفع موقت مشکل، روش مناسبی نیست و میتواند ایمنی و قابلیت اطمینان شیر را کاهش دهد.
بدنه شیر مسیرهای ورودی و خروجی، محفظه داخلی و محل نصب اجزای متحرک را در خود جای میدهد. بدنه ممکن است از برنج، استنلس استیل، آلومینیوم، چدن یا پلاستیک مهندسی ساخته شود. انتخاب جنس بدنه به نوع سیال، فشار، دما، شرایط محیطی، الزامات بهداشتی و احتمال خوردگی بستگی دارد. اوریفیس نیز سوراخ یا مجرایی است که سیال از آن عبور میکند و قطر آن نقش مستقیم در ظرفیت جریان و نیروی واردشده بر عضو مسدودکننده دارد.
نشیمنگاه محل تماس آببند برای قطع جریان است. کیفیت سطح این قسمت در میزان نشتی داخلی تأثیر زیادی دارد. ذرهای کوچک میان آببند و نشیمنگاه میتواند مانع بسته شدن کامل شیر شود. خوردگی، کاویتاسیون، فرسایش یا ضربههای مکرر نیز ممکن است سطح نشیمنگاه را آسیب بزند. در کاربردهای حساس باید کلاس نشتی، نوع آببندی و قابلیت تعویض قطعات داخلی بررسی شود؛ زیرا عبارت «بسته» همیشه به معنای صفر مطلق بودن نشتی نیست و میزان مجاز نشتی به طراحی و استاندارد محصول بستگی دارد.
در شیرهای پایلوتی، دیافراگم یا پیستون عضو اصلی کنترلکننده مسیر است. دیافراگم یک قطعه انعطافپذیر است که اختلاف فشار دو سمت آن باعث حرکت و باز شدن مجرای اصلی میشود. در حالت بسته، فشار در محفظه بالای دیافراگم همراه با نیروی فنر، آن را روی نشیمنگاه نگه میدارد. وقتی مجرای پایلوت باز میشود، فشار بالای دیافراگم کاهش یافته و فشار ورودی از زیر، آن را بلند میکند. در برخی طراحیها بهجای دیافراگم از پیستون استفاده میشود که برای فشارها یا شرایط خاص مناسبتر است.
سلامت دیافراگم برای عملکرد شیر حیاتی است. سوراخ شدن، سخت شدن، تورم، پارگی یا رسوبگرفتگی دیافراگم میتواند باعث نشتی، باز نشدن یا بسته نشدن شیر شود. جنس دیافراگم باید با سیال و دما سازگار باشد. برای مثال EPDM در بسیاری از کاربردهای آب و بخار کمفشار مناسب است اما معمولاً برای روغنهای معدنی انتخاب خوبی نیست؛ درحالیکه NBR مقاومت مناسبی در برابر بسیاری از روغنها دارد. جداول رسمی سازندگان نیز نشان میدهند انتخاب میان NBR، EPDM، FKM، PTFE و FFKM باید بر اساس سازگاری شیمیایی و محدوده دما انجام شود.
یکی از مهمترین تقسیمبندیها، دستهبندی شیر برقی به مدل مستقیم، پایلوتی، نیمهمستقیم و تناسبی است. این تقسیمبندی بر فشار موردنیاز، ظرفیت دبی، اندازه بوبین، سرعت پاسخ و مناسب بودن شیر برای فشار صفر تأثیر میگذارد. دو شیر با سایز اتصال یکسان ممکن است به دلیل تفاوت مکانیزم، رفتار کاملاً متفاوتی در یک خط داشته باشند. ازاینرو در زمان خرید شیر برقی نباید تنها عبارت ۱/۲ اینچ یا ۲۴ ولت مبنای انتخاب قرار گیرد.
برای مشخص کردن مکانیزم باید دیتاشیت یا کد فنی محصول بررسی شود. اصطلاحاتی مانند Direct Acting، Pilot Operated، Servo Assisted، Assisted Lift و Forced Pilot Operated نشاندهنده ساختار داخلی هستند. هر سازنده ممکن است نامگذاری خاصی داشته باشد، اما اصل عملکرد مشابه است. در ادامه ویژگیها، مزایا، محدودیتها و کاربرد هر گروه بررسی میشود.
در شیر مستقیم، پلانجر مستقیماً اوریفیس اصلی را باز یا بسته میکند. بنابراین عملکرد شیر وابسته به وجود اختلاف فشار حداقلی نیست و بسیاری از مدلهای مستقیم میتوانند از فشار صفر کار کنند. این ویژگی آنها را برای مخازن ثقلی، سیستمهای خلأ، فشارهای بسیار کم، تجهیزات آزمایشگاهی و خطوطی که فشار ورودی متغیر است مناسب میکند. سرعت پاسخ این شیرها معمولاً بالا است و ساختمان نسبتاً سادهای دارند.
محدودیت اصلی شیر مستقیم، رابطه میان قطر اوریفیس، فشار و نیروی موردنیاز بوبین است. هرچه قطر مسیر و فشار سیال بیشتر شود، نیروی بیشتری برای بلند کردن پلانجر لازم خواهد بود. بنابراین در دبیها و سایزهای بزرگ، استفاده از مکانیزم مستقیم ممکن است به بوبین بزرگ، مصرف برق بیشتر و ابعاد بالاتر منجر شود. به همین دلیل شیرهای مستقیم معمولاً در سایزهای کوچک یا ظرفیتهای متوسط استفاده میشوند، هرچند طراحیهای ویژه برای فشار بالا یا دبی بیشتر نیز در بازار وجود دارد. Bürkert عملکرد شیر مستقیم را بهعنوان کنترل مستقیم جریان توسط آرمیچر متحرک، بدون استفاده از نیروی سرووی سیال، توصیف میکند.
در شیر پایلوتی، بوبین بهجای جابهجایی مستقیم عضو اصلی، یک مسیر کوچک پایلوت را باز یا بسته میکند. با باز شدن این مسیر، تعادل فشار دو طرف دیافراگم یا پیستون تغییر میکند و نیروی سیال، مجرای اصلی را باز میکند. این طراحی امکان کنترل دبی بالا با بوبین کوچکتر و مصرف انرژی کمتر را فراهم میسازد. شیرهای پایلوتی در خطوط آب، هوا، گازهای خنثی و بسیاری از سیستمهای صنعتی با فشار کافی بسیار رایج هستند.
نکته مهم این است که بسیاری از مدلهای پایلوتی برای باز شدن کامل به حداقل اختلاف فشار نیاز دارند. برای مثال ممکن است در دیتاشیت مقدار حداقل ۰٫۲، ۰٫۳ یا ۰٫۵ بار درج شده باشد. اگر فشار ورودی کمتر از این مقدار باشد یا فشار دو طرف شیر تقریباً برابر شود، دیافراگم نیروی کافی برای بلند شدن نخواهد داشت. دیتاشیت برخی شیرهای سروو نیز صراحتاً یک اختلاف فشار معین را برای باز شدن کامل سطح مقطع اعلام میکند.
به همین دلیل نصب یک شیر برقی پایلوتی معمولی در خروجی مخزن کمارتفاع ممکن است نتیجه مطلوبی نداشته باشد. در چنین شرایطی باید از مدل مستقیم، نیمهمستقیم یا پایلوتی مناسب فشار صفر استفاده شود. همچنین سوراخهای باریک پایلوت نسبت به ذرات و رسوبات حساس هستند و وجود فیلتر در ورودی اهمیت زیادی دارد. مزیت اصلی این مدل ظرفیت جریان بالا و ابعاد اقتصادی است، اما وابستگی به اختلاف فشار و حساسیت بیشتر به آلودگی از محدودیتهای آن محسوب میشود.
شیر نیمهمستقیم ترکیبی از ویژگیهای شیر مستقیم و پایلوتی است. در این ساختار، پلانجر از طریق اتصال مکانیکی به دیافراگم یا پیستون کمک میکند و همزمان اختلاف فشار سیال نیز در باز شدن مسیر نقش دارد. در نتیجه شیر میتواند در فشار صفر یا اختلاف فشار بسیار کم شروع به باز شدن کند و در فشارهای بالاتر از نیروی سیال برای دستیابی به دبی بیشتر استفاده کند. این مدل با نامهای Semi-direct Acting، Assisted Lift، Servo-coupled یا Forced Pilot Operated نیز شناخته میشود.
مزیت مهم شیر نیمهمستقیم، توانایی کنترل دبی نسبتاً بالا بدون وابستگی کامل به حداقل فشار است. این ویژگی آن را برای خطوطی که فشار از صفر تا مقدار بالاتر تغییر میکند مناسب میسازد. البته ساختار داخلی آن نسبت به شیر مستقیم پیچیدهتر است و باید محدوده فشار، جهت جریان و محدودیتهای نصب دقیقاً از روی دیتاشیت بررسی شود. قیمت این مدل ممکن است از یک شیر پایلوتی ساده بیشتر باشد، اما در فرایندهایی که فشار کم یا متغیر دارند، از خرید اشتباه و عملکرد نامطمئن جلوگیری میکند.
شیر تناسبی برخلاف شیر ON/OFF فقط دو حالت باز و بسته ندارد. در این محصول، موقعیت هسته متحرک با مقدار جریان الکتریکی یا سیگنال کنترلی تغییر میکند و در نتیجه سطح مقطع عبور سیال قابل تنظیم است. کنترلکننده میتواند از طریق سیگنال آنالوگ، PWM یا مدار مخصوص، دبی یا فشار را با دقت بیشتری تنظیم کند. این شیرها در تجهیزات پزشکی، سیستمهای دوزینگ، آنالیزورها، کنترل گاز، سیستمهای خنککاری دقیق و ماشینآلات پیشرفته به کار میروند.
عملکرد تناسبی به عواملی مانند هیسترزیس، تکرارپذیری، زمان پاسخ، محدوده جریان بوبین و فشار وابسته است. برای نمونه، در اسناد رسمی شیرهای تناسبی ASCO پارامترهایی مانند جریان کاری، فرکانس پیشنهادی PWM، هیسترزیس و تکرارپذیری بهطور جداگانه مشخص میشوند. این موضوع نشان میدهد شیر تناسبی باید همراه با درایور و کنترل مناسب انتخاب شود و اتصال مستقیم آن به یک خروجی قطع و وصل ساده، الزاماً کنترل مطلوبی ایجاد نمیکند.
قیمت شیر برقی تناسبی معمولاً از مدلهای قطع و وصل بالاتر است؛ زیرا طراحی مغناطیسی دقیقتر، تلرانس ساخت محدودتر و گاهی سنسور یا الکترونیک کنترلی دارد. بااینحال، نباید برای تنظیم مداوم دبی از شیر ON/OFF معمولی بهصورت باز و بسته شدن بسیار سریع استفاده کرد، مگر سازنده آن را برای چنین سیکلی تأیید کرده باشد. این کار میتواند عمر مکانیکی و حرارتی شیر را کاهش دهد و کنترل ناپایداری ایجاد کند.
نحوه نمایش شیرهای برقی معمولاً با دو عدد مانند ۲/۲، ۳/۲، ۵/۲ یا ۵/۳ انجام میشود. عدد اول تعداد پورتها و عدد دوم تعداد وضعیتهای عملکردی شیر را نشان میدهد. برای مثال شیر ۲/۲ دارای دو پورت و دو وضعیت است؛ یعنی در یک حالت مسیر باز و در حالت دیگر بسته است. شیر ۳/۲ سه پورت دارد و میتواند یک مسیر تغذیه، یک خروجی و یک تخلیه را کنترل کند. این نامگذاری بهویژه در سیستمهای پنوماتیک و هیدرولیک اهمیت دارد.
انتخاب تعداد پورتها باید بر اساس وظیفه واقعی مدار انجام شود. برای قطع و وصل ساده آب یا گاز معمولاً شیر ۲/۲ کافی است، اما برای کنترل یک عملگر پنوماتیک، تخلیه فشار محبوس یا تغییر جهت جریان ممکن است به شیر ۳/۲، ۵/۲ یا ۵/۳ نیاز باشد. محصولات صنعتی Festo و ASCO نیز با عملکردهای متنوعی مانند ۳/۲ نرمال بسته، ۳/۲ نرمال باز، ۵/۲ تکبوبین، ۵/۲ دوبوبین و حالتهای مختلف ۵/۳ عرضه میشوند.
شیر ۲/۲ سادهترین و پرکاربردترین سلونوئید ولو برای کنترل جریان است. این شیر یک ورودی و یک خروجی دارد و در دو وضعیت باز و بسته قرار میگیرد. مدل ۲/۲ میتواند نرمال بسته یا نرمال باز باشد و با مکانیزم مستقیم، پایلوتی یا نیمهمستقیم تولید شود. شیرهای برقی آب، بخار، گاز و روغن که برای قطع و وصل خط استفاده میشوند غالباً از این نوع هستند.
در انتخاب شیر ۲/۲ باید جهت جریان روی بدنه، فشار ورودی و خروجی و احتمال وجود فشار معکوس بررسی شود. بسیاری از شیرهای ۲/۲ یکطرفه طراحی شدهاند و نصب برعکس باعث اختلال در عملکرد، نشتی یا باز شدن ناخواسته میشود. بعضی مدلها قابلیت کار دوطرفه یا تحمل Back Pressure دارند، اما این ویژگی باید در مشخصات محصول ذکر شده باشد. بنابراین وجود دو پورت به معنای امکان نصب در هر جهت نیست.
شیر ۳/۲ دارای سه پورت و دو وضعیت است. این پورتها معمولاً شامل ورودی فشار، خروجی به مصرفکننده و مسیر تخلیه هستند. در یک وضعیت، ورودی به خروجی متصل میشود و در وضعیت دیگر، خروجی به تخلیه راه پیدا میکند. این ساختار برای کنترل جکهای یکطرفه، عملگرهای پنوماتیک فنر برگشت، پایلوت کردن شیرهای بزرگتر و تخلیه فشار محبوس مناسب است.
مدل ۳/۲ میتواند نرمال بسته، نرمال باز یا یونیورسال باشد. در مدل یونیورسال، نحوه اتصال پورتها میتواند برای عملکردهای مختلف تنظیم شود، البته باید محدودیت فشار و مسیر جریان سازنده رعایت گردد. ASCO نیز شیر ۳/۲ دوحالته را با سه اتصال و امکان عرضه در حالت NC، NO یا Universal معرفی میکند.
شیر ۵/۲ پنج پورت و دو وضعیت دارد و معمولاً برای کنترل جک پنوماتیک دوطرفه استفاده میشود. یک پورت برای تغذیه هوای فشرده، دو پورت برای اتصال به دو سمت سیلندر و دو پورت برای تخلیه هستند. با تغییر وضعیت شیر، هوای فشرده به یکی از دو سمت جک هدایت شده و سمت دیگر تخلیه میشود. به این ترتیب پیستون در دو جهت حرکت میکند.
شیر ۵/۲ ممکن است تکبوبین یا دوبوبین باشد. مدل تکبوبین معمولاً با فنر به موقعیت اولیه برمیگردد و در زمان قطع برق وضعیت مشخصی دارد. مدل دوبوبین میتواند پس از تحریک کوتاه یکی از بوبینها در وضعیت جدید باقی بماند، مگر اینکه طراحی آن خلاف این باشد. در مدارهای ایمنی، رفتار شیر هنگام قطع برق و از دست رفتن فشار باید بهدقت تحلیل شود و صرفاً بر اساس تعداد بوبین تصمیمگیری نشود.
شیر ۵/۳ دارای پنج پورت و سه وضعیت است و علاوه بر دو حالت حرکت رفت و برگشت، یک وضعیت میانی نیز دارد. در حالت وسط ممکن است تمام پورتها بسته باشند، پورتهای خروجی تخلیه شوند یا خروجیها تحت فشار قرار گیرند. نوع مرکز بسته برای توقف موقت جک استفاده میشود، اما به دلیل تراکمپذیری هوا الزاماً موقعیت بسیار دقیق و صلب ایجاد نمیکند. نوع مرکز تخلیه، فشار دو سمت عملگر را آزاد میکند و نوع مرکز تحت فشار، هر دو سمت را فشاردهی میکند.
انتخاب وضعیت مرکزی باید بر اساس رفتار مطلوب دستگاه در حالت توقف انجام شود. استفاده اشتباه میتواند باعث حرکت ناخواسته، افت بار، حبس فشار یا مصرف بیش از حد هوا شود. در ماشینآلاتی که ایمنی اپراتور اهمیت دارد، علاوه بر وضعیت شیر باید انرژی ذخیرهشده، وزن بار، شیرهای قفلکن، سنسورها و معماری ایمنی کل سیستم بررسی شوند.
عبارت شیر برقی آب، گاز یا بخار فقط یک نام بازاری نیست؛ زیرا نوع سیال مستقیماً بر متریال بدنه، آببند، طراحی داخلی، توان بوبین و گواهیهای موردنیاز تأثیر دارد. چگالی، ویسکوزیته، خورندگی، قابلیت اشتعال، دما و وجود ذرات در سیال باید مشخص شوند. حتی دو سیال با فشار و دمای یکسان ممکن است به دلیل تفاوت شیمیایی به شیرهای کاملاً متفاوت نیاز داشته باشند.
استفاده از یک شیر عمومی برای هر سیال، یکی از رایجترین دلایل خرابی است. برای نمونه، آببند مناسب آب ممکن است در تماس با روغن متورم شود یا آببندی مناسب روغن در بخار داغ عمر کوتاهی داشته باشد. همچنین شیر گاز قابلاشتعال ممکن است به تأییدیههای ایمنی، نشتی پایین و بوبین مناسب محیط خطرناک نیاز داشته باشد. در نتیجه پیش از خرید باید نام دقیق سیال، غلظت، دما و وضعیت آن به فروشنده یا کارشناس اعلام شود.
شیر برقی آب در آبیاری، دستگاههای تصفیه، سیستمهای شستوشو، پرکن مخازن، دیگهای آب گرم، تجهیزات سرمایشی و ماشینآلات صنعتی استفاده میشود. بدنه برنجی برای بسیاری از آبهای معمولی رایج است، درحالیکه در آب خورنده، آب فوقخالص یا کاربردهای بهداشتی ممکن است استنلس استیل یا پلاستیک مهندسی مناسبتر باشد. متریال آببند نیز بر اساس دما، ترکیبات آب و الزامات بهداشتی انتخاب میشود.
رسوب آهکی، شن، زنگ لوله و ذرات معلق از مشکلات متداول این کاربرد هستند. این آلودگیها میتوانند سوراخ پایلوت را مسدود یا مانع بسته شدن کامل دیافراگم شوند. نصب فیلتر مناسب پیش از شیر و سرویس دورهای اهمیت زیادی دارد. در خطوطی که شیر سریع بسته میشود، احتمال ضربه قوچ نیز وجود دارد و ممکن است استفاده از شیر با بسته شدن کنترلشده، مخزن ضربهگیر یا اصلاح سرعت جریان ضروری باشد.
شیر برقی پنوماتیک برای هدایت هوای فشرده به جکها، عملگرها، گیرهها، نازلها و تجهیزات اتوماتیک به کار میرود. این شیرها ممکن است بهصورت تکی، روی منیفولد یا در قالب جزیره شیر نصب شوند. هوای ورودی باید تا حد موردنیاز سیستم تمیز، خشک و تنظیمشده باشد. وجود آب، روغن نامناسب، زنگ یا ذرات میتواند اسپول، آببند و مجاری کوچک شیر را دچار مشکل کند.
ظرفیت جریان شیر پنوماتیک بر سرعت حرکت جک تأثیر دارد. انتخاب یک شیر با پورت کوچک یا دبی ناکافی میتواند باعث حرکت کند عملگر و افت فشار شود، حتی اگر فشار کمپرسور مناسب باشد. در مقابل، انتخاب بیشازحد بزرگ ممکن است هزینه، ابعاد و مصرف هوای لحظهای را افزایش دهد. بررسی دبی استاندارد، ضریب جریان، فشار کاری، نوع پورت و زمان پاسخ برای طراحی دقیق مدار ضروری است.
بخار دمای بالا و انرژی زیادی دارد و استفاده از شیر برقی نامناسب در این سرویس میتواند خطرناک باشد. شیر مخصوص بخار باید بدنه، آببند، دیافراگم، بوبین و ساختاری متناسب با دمای سیال داشته باشد. برخی مدلها از آببندیهای PTFE یا مواد مقاوم به حرارت استفاده میکنند و طراحی آنها انتقال گرما به بوبین را محدود میسازد. ASCO نیز سریهای ویژهای را برای سیالات دمای بالا مانند بخار و آب داغ با ساختار مستقیم یا پایلوتی ارائه میکند.
در انتخاب شیر برقی بخار، فقط فشار گیج کافی نیست و باید دمای متناظر با فشار، کیفیت بخار، احتمال کندانس، جهت جریان و شرایط خاموش و روشن شدن بررسی شود. تجمع آب کندانس میتواند ضربه و تنش حرارتی ایجاد کند. همچنین نصب تجهیزات جانبی مانند استرینر، تله بخار و شیب مناسب لوله ممکن است لازم باشد. هرگز نباید یک شیر آب معمولی صرفاً به دلیل یکسان بودن سایز اتصال روی خط بخار نصب شود.
شیر برقی گاز میتواند برای گاز طبیعی، LPG، گازهای بیاثر، اکسیژن یا گازهای فرایندی استفاده شود، اما هر یک الزامات خاص خود را دارند. در گازهای سوختی، بسته شدن ایمن، میزان نشتی، زمان عملکرد و گواهی مناسب اهمیت زیادی دارد. برای اکسیژن نیز تمیزی ویژه، متریال سازگار و جلوگیری از آلودگی روغنی ضروری است. بنابراین عبارت کلی «مناسب گاز» برای انتخاب کافی نیست و نوع دقیق گاز باید مشخص شود.
در محیطهایی که احتمال حضور گاز یا بخار قابلاشتعال وجود دارد، بوبین و اتصالات الکتریکی ممکن است به حفاظت ضدانفجار، ایمنی ذاتی یا نوع حفاظت دیگری نیاز داشته باشند. انتخاب این تجهیزات باید بر اساس طبقهبندی منطقه، گروه گاز، کلاس دمایی و مقررات پروژه انجام شود. نصب یک بوبین عمومی در محیط خطرناک حتی اگر خود بدنه شیر مناسب سیال باشد، قابل قبول نیست.
روغنهای روانکار، روغن هیدرولیک، گازوئیل و سوختهای مایع ویسکوزیته و خواص شیمیایی متفاوتی دارند. NBR در برابر بسیاری از روغنها مقاومت مناسبی دارد، اما سازگاری باید برای سیال دقیق و دمای واقعی بررسی شود. افزایش ویسکوزیته در دمای پایین میتواند دبی را کاهش دهد و زمان عملکرد شیر را تغییر دهد. برخی شیرها محدودیت مشخصی برای حداکثر ویسکوزیته سیال دارند.
برای سوختهای قابلاشتعال باید الزامات نشتی، ایمنی الکتریکی و استانداردهای مشعل یا فرایند رعایت شود. همچنین رسوبات و آلودگی سوخت ممکن است مسیرهای کوچک را مسدود کنند. فیلتر مناسب، بازرسی دورهای و انتخاب شیر دارای تأییدیه مرتبط، اهمیت بیشتری از صرفاً پایین بودن قیمت شیر برقی دارد.
در اسیدها، بازها، حلالها و مواد خورنده، ترکیب بدنه و آببند باید با سیال سازگار باشد. استنلس استیل در بسیاری از محیطها مقاومت خوبی دارد، اما در برابر همه مواد شیمیایی مصون نیست. پلاستیکهایی مانند PVC، PP یا PVDF ممکن است برای برخی سیالات مناسبتر باشند. PTFE و FFKM نیز در کاربردهای خاص مقاومت شیمیایی گستردهای دارند، اما قیمت بیشتری دارند و ویژگی مکانیکی آنها باید متناسب با طراحی شیر باشد.
برای انتخاب دقیق باید نام شیمیایی، غلظت، دما، فشار و وجود ناخالصیها مشخص شود. عبارتهایی مانند «اسید رقیق» یا «مواد شیمیایی» اطلاعات کافی ارائه نمیکنند. تولیدکنندگان معتبر ابزارهای بررسی مقاومت شیمیایی و دیتاشیتهای متریال ارائه میدهند و خود Bürkert نیز بر کنترل ترکیب رسانه و مواد برای اطمینان از دوام محصول تأکید میکند.
در سیستم خلأ، فشار مطلق پایین است و اختلاف فشار ممکن است جهت متفاوتی نسبت به خطوط معمولی داشته باشد. بسیاری از شیرهای پایلوتی معمولی برای چنین شرایطی مناسب نیستند؛ زیرا برای عملکرد به فشار ورودی مثبت نیاز دارند. شیر مستقیم یا محصولی که بهطور مشخص برای Vacuum Service طراحی شده است معمولاً گزینه مطمئنتری خواهد بود. همچنین میزان نشتی داخلی و خارجی در سیستم خلأ اهمیت بیشتری پیدا میکند.
جنس آببند، میزان نفوذپذیری، حجم مرده داخلی و جهت نصب باید بررسی شود. در خلأ بالا، شیرهای معمول صنعتی ممکن است به دلیل Outgassing یا نشتی بسیار کوچک عملکرد قابل قبول نداشته باشند. بنابراین سطح خلأ موردنیاز باید با واحد دقیق مانند mbar absolute یا Pa اعلام شود و صرفاً عبارت خلأ کافی نیست.
جنس بدنه باید بتواند فشار مکانیکی، دمای سیال، خوردگی داخلی و شرایط محیطی را تحمل کند. برنج، استنلس استیل، آلومینیوم و پلاستیکهای مهندسی از متریالهای رایج هستند. در انتخاب بدنه باید علاوه بر سیال، نوع اتصال، مقررات بهداشتی، وزن، هزینه و احتمال خوردگی گالوانیکی نیز بررسی شود. یک بدنه گرانتر همیشه بهترین گزینه نیست؛ بلکه باید با کاربرد مطابقت داشته باشد.
کاتالوگهای رسمی نشان میدهند یک خانواده شیر ممکن است با بدنههای برنجی، استنلس استیل و پلاستیکی و آببندهای متفاوت عرضه شود. این تنوع به این دلیل است که هیچ ترکیب واحدی برای تمام کاربردها مناسب نیست. برای مثال دیتاشیت Bürkert Type 6213 بدنه برنجی و استنلس استیل 316L را همراه با گزینههای آببندی NBR، FKM و EPDM معرفی میکند.
برنج یکی از متداولترین متریالها برای آب، هوا، گازهای خنثی و سیالات عمومی است. ماشینکاری مناسب، قیمت اقتصادی و مقاومت قابل قبول در بسیاری از شرایط باعث محبوبیت آن شده است. شیر برقی برنجی در تأسیسات، آبیاری، تجهیزات شستوشو، کمپرسور و دستگاههای عمومی کاربرد گستردهای دارد.
بااینحال، کیفیت آلیاژ و ترکیب آب اهمیت دارد. برخی آبها یا مواد شیمیایی میتوانند باعث خوردگی یا دِزینکیفیکیشن برنج شوند. همچنین در صنایع غذایی یا دارویی ممکن است الزامات خاصی برای متریال در تماس با محصول وجود داشته باشد. بنابراین برنج را نباید بدون بررسی برای هر آب یا ماده شیمیایی انتخاب کرد.
شیر برقی استیل برای محیطهای خورنده، صنایع غذایی، دارویی، شیمیایی، دریایی و فشارهای خاص استفاده میشود. استنلس استیل 304 و 316 از گریدهای رایج هستند و 316L به دلیل مقاومت بهتر در بسیاری از محیطهای خورنده و قابلیتهای فرایندی، کاربرد گستردهای دارد. سطح داخلی، نوع ریختهگری یا ماشینکاری و جنس قطعات داخلی نیز بهاندازه نام آلیاژ بدنه اهمیت دارد.
قیمت شیر برقی استیل معمولاً از مدل برنجی بیشتر است، اما در محیط مناسب میتواند عمر طولانیتر و ریسک آلودگی یا خوردگی کمتر ایجاد کند. نباید تصور کرد هر شیر با ظاهر نقرهای از استنلس استیل باکیفیت ساخته شده است؛ مشخصات آلیاژ باید در دیتاشیت یا گواهی سازنده ذکر شود. همچنین در مواد شیمیایی بسیار خورنده، حتی استیل 316 نیز ممکن است مناسب نباشد.
شیرهای پلاستیکی با متریالهایی مانند PVC، PP، PVDF یا پلیمرهای مهندسی تولید میشوند. این محصولات ممکن است وزن کم و مقاومت شیمیایی مناسبی در برابر بعضی اسیدها، بازها یا آب خالص داشته باشند. در تجهیزات آزمایشگاهی، دستگاههای تصفیه، صنایع شیمیایی و سیستمهای دوزینگ از آنها استفاده میشود.
محدودیت فشار و دمای پلاستیک باید جدی گرفته شود. استحکام بسیاری از پلیمرها با افزایش دما کاهش مییابد و قرار گرفتن در برابر نور خورشید، ضربه یا مواد ناسازگار میتواند عمر آنها را کم کند. هنگام خرید باید نمودار فشار ـ دما و نوع دقیق پلیمر بررسی شود، نه اینکه فقط واژه «ضداسید» مبنای انتخاب باشد.
آلومینیوم بیشتر در شیرهای پنوماتیک و کنترل گازهای خنثی دیده میشود. وزن کم، قابلیت ماشینکاری و امکان آنودایز کردن از مزایای آن است. شیرهای جهتدهنده ۳/۲، ۵/۲ و ۵/۳ اغلب بدنه آلومینیومی یا ترکیبی از آلومینیوم و پلیمر دارند.
آلومینیوم برای بسیاری از سیالات مایع خورنده مناسب نیست و نوع پوشش سطحی اهمیت دارد. در محیطهای مرطوب یا خورنده باید مقاومت بدنه، پیچها و اتصالات بررسی شود. کاربرد اصلی این متریال در سیستمهای هوای فشرده تمیز و گازهای سازگار است.
آببند یا Seal یکی از تعیینکنندهترین اجزای شیر برقی است. این قطعه با سیال تماس مستقیم دارد و باید هم از نظر شیمیایی و هم از نظر دمایی و مکانیکی مناسب باشد. متریالهای متداول شامل NBR، EPDM، FKM، PTFE و FFKM هستند. انتخاب اشتباه میتواند باعث تورم، انقباض، سخت شدن، ترک، چسبندگی یا نفوذپذیری بیش از حد شود.
جداول سازندگان نشان میدهند NBR عموماً در برابر روغن مقاومت خوبی دارد، EPDM برای آب داغ و ازن مناسب است اما با بسیاری از روغنها و گریسها سازگار نیست، FKM در برابر گرما و بسیاری از روغنها و مواد شیمیایی مقاومت خوبی دارد و FFKM برای شرایط شیمیایی و حرارتی بسیار سخت استفاده میشود. PTFE نیز مقاومت شیمیایی گستردهای دارد، اما رفتار مکانیکی و آببندی آن با الاستومرها متفاوت است. این توضیحات عمومی جایگزین جدول سازگاری مخصوص سیال نیستند.
NBR یا لاستیک نیتریل یکی از گزینههای اقتصادی و رایج برای هوا، آب در محدوده مشخص و بسیاری از روغنهای معدنی است. این متریال خواص مکانیکی و مقاومت سایشی مناسبی دارد و در شیرهای عمومی زیاد دیده میشود. محدوده دمای دقیق آن بسته به فرمول سازنده متفاوت است.
NBR برای ازن، نور شدید خورشید، برخی حلالها و دماهای بسیار بالا انتخاب مناسبی نیست. همچنین نباید فقط به رنگ آببند برای تشخیص جنس آن اعتماد کرد؛ زیرا رنگ استاندارد قطعی و یکسانی میان همه سازندگان وجود ندارد.
EPDM در برابر آب، آب گرم، بخار در محدوده تأییدشده، ازن و شرایط جوی مقاومت خوبی دارد. به همین دلیل در سیستمهای آب، برخی کاربردهای بهداشتی و شیرهای بخار مخصوص استفاده میشود. این متریال در تماس با بسیاری از روغنهای معدنی و هیدروکربنها مناسب نیست.
هنگام انتخاب EPDM برای بخار باید دمای پیوسته، فشار و سیکل حرارتی بررسی شود. هر شیر دارای EPDM الزاماً شیر بخار نیست؛ زیرا دیافراگم، بدنه، بوبین و سایر قطعات نیز باید برای دمای بخار طراحی شده باشند.
FKM که با نامهای رایج تجاری مختلف شناخته میشود، در برابر بسیاری از روغنها، سوختها، مواد شیمیایی و دماهای بالاتر مقاومت مناسبی دارد. این متریال در صنایع شیمیایی، سوخت و کاربردهای حرارتی استفاده میشود. بااینحال، سازگاری آن با آب داغ، بخار، آمینها یا برخی مواد خاص باید جداگانه بررسی شود.
قیمت FKM معمولاً از NBR بیشتر است، اما انتخاب آن صرفاً به دلیل «قویتر بودن» منطقی نیست. در بعضی سیالات EPDM یا متریال دیگری عملکرد بهتری دارد. بهترین آببند، مقاومترین یا گرانترین ماده نیست؛ بلکه مادهای است که با شرایط واقعی فرایند سازگار باشد.
PTFE مقاومت شیمیایی بسیار گسترده و اصطکاک پایینی دارد و برای بسیاری از سیالات خورنده و دماهای بالا استفاده میشود. بااینحال، انعطاف و قابلیت بازگشت الاستیک آن مانند لاستیک نیست و طراحی نشیمنگاه باید متناسب با ویژگیهایش باشد. احتمال خزش یا تغییر شکل تحت بار نیز باید در طراحی در نظر گرفته شود.
FFKM یک الاستومر پیشرفته برای شرایط بسیار سخت شیمیایی و حرارتی است و در صنایع نیمهرسانا، دارویی و فرایندهای ویژه به کار میرود. قیمت بسیار بالاتر آن باعث میشود فقط زمانی انتخاب شود که واقعاً نیاز فنی وجود داشته باشد. استفاده از FFKM در یک خط آب معمولی معمولاً توجیه اقتصادی ندارد.
ولتاژ بوبین باید با منبع تغذیه، نوع جریان و فرکانس شبکه مطابقت کامل داشته باشد. متداولترین گزینهها شامل ۱۲VDC، ۲۴VDC، ۲۴VAC، ۱۱۰VAC و ۲۲۰ یا ۲۳۰VAC هستند. در ماشینآلات صنعتی، ۲۴ ولت DC به دلیل سازگاری با PLC و سطح ولتاژ کنترلی رایج است. در تأسیسات عمومی نیز مدلهای ۲۲۰ ولت AC کاربرد زیادی دارند.
انتخاب ولتاژ فقط یک موضوع اتصال الکتریکی نیست. بوبین AC و DC ممکن است از نظر تعداد دور، مقاومت، ساختار هسته و مدار داخلی متفاوت باشند. نباید یک بوبین DC را با AC همولتاژ جایگزین کرد، مگر سازنده آن را Universal Current یا UC معرفی کرده باشد. برخی محصولات جدید دارای مدار داخلی یکسوساز یا کاهش توان هستند، اما این قابلیت باید در کد فنی محصول مشخص باشد.
در بوبین DC، جریان پس از وصل شدن تقریباً بر اساس مقاومت سیمپیچ و مدار داخلی تعیین میشود. در بوبین AC، امپدانس و وضعیت هسته بر جریان اثر دارند و معمولاً جریان لحظه شروع با جریان نگهداری متفاوت است. اگر هسته بوبین AC کامل جذب نشود، جریان بالا میتواند ادامه پیدا کند و باعث صدای شدید، لرزش و گرم شدن بیش از حد شود.
بوبین AC ممکن است صدای هوم خفیفی داشته باشد، اما صدای بلند یا غیرعادی نشانه مناسبی نیست. آلودگی، ولتاژ پایین، فرسودگی سطح هسته یا نصب نادرست میتواند مانع جذب کامل شود. بوبین DC معمولاً عملکرد آرامتری دارد، ولی هنگام قطع جریان ممکن است ولتاژ القایی تولید کند و برای حفاظت خروجی PLC یا ترانزیستور به دیود، وریستور یا مدار سرکوب مناسب نیاز داشته باشد.
بوبین باید در محدوده ولتاژ اعلامشده سازنده کار کند. ولتاژ پایین ممکن است نیروی مغناطیسی کافی ایجاد نکند و پلانجر کامل جذب نشود. این حالت بهویژه در بوبین AC میتواند باعث افزایش گرما و سوختن سیمپیچ شود. ولتاژ بالا نیز توان و دمای بوبین را افزایش داده و عمر عایق را کاهش میدهد.
افت ولتاژ کابل، ظرفیت ناکافی منبع تغذیه، خروجی ضعیف کنترلر و اتصال همزمان چند بوبین باید بررسی شود. اندازهگیری ولتاژ بدون بار کافی نیست؛ بهتر است ولتاژ روی ترمینال بوبین هنگام تحریک اندازهگیری شود. برخی بوبینهای خاص محدوده مشخصی مانند ۲۴VDC با تلرانس مثبت و منفی معین دارند و مقدار دقیق باید از پلاک یا دیتاشیت استخراج شود.
درجه حفاظت IP میزان مقاومت محفظه الکتریکی در برابر ورود اجسام جامد و مایعات را مشخص میکند. استاندارد IEC 60529 برای طبقهبندی حفاظت محفظه تجهیزات الکتریکی در برابر نفوذ گردوغبار و آب تدوین شده است. عدد اول IP به حفاظت در برابر اجسام جامد و عدد دوم به حفاظت در برابر آب مربوط میشود.
برای محیط صنعتی مرطوب، شستوشو، فضای باز یا گردوغبار، IP مناسب باید انتخاب شود. درجه IP فقط در صورتی معتبر است که کانکتور، واشر، گلند و کابل بهدرستی نصب شده باشند. یک بوبین IP65 با کانکتور بدون واشر یا گلند شل، در عمل حفاظت اعلامشده را نخواهد داشت. همچنین IP بالا الزاماً به معنای ضدانفجار بودن نیست و این دو ویژگی مستقل هستند.
در مناطق مستعد انفجار، تجهیزات الکتریکی باید متناسب با طبقهبندی محیط انتخاب شوند. نوع حفاظت، گروه گاز یا غبار، کلاس دمایی، دمای محیط و سطح حفاظت تجهیز باید با طراحی پروژه تطابق داشته باشد. بوبینهای ضدانفجار، ایمنی ذاتی یا Encapsulated هرکدام روش حفاظتی و الزامات نصب متفاوتی دارند.
تعمیر، کابلکشی یا تغییر قطعات این تجهیزات باید توسط افراد صلاحیتدار و مطابق دستورالعمل انجام شود. دستورالعملهای رسمی ASCO نیز تأکید میکنند محصولات مربوط به محیط انفجاری باید فقط در محدوده مشخصات پلاک استفاده شوند و مونتاژ یا تغییر آنها نیازمند رعایت الزامات سازنده است.
انتخاب صحیح باید بر اساس مجموعهای از دادههای فرایندی انجام شود. سایز لوله فقط یکی از این دادهها است و لزوماً سایز مناسب اوریفیس یا ظرفیت شیر را تعیین نمیکند. نوع سیال، فشار حداقل و حداکثر، اختلاف فشار، دما، دبی، ویسکوزیته، وضعیت نرمال، ولتاژ، تعداد سیکل و شرایط محیطی باید مشخص باشند.
در فیلترهای انتخاب محصول Bürkert نیز پارامترهایی مانند عملکرد، اندازه اوریفیس و Kv، اتصال فرایندی، متریال، فشار، دما، ولتاژ، آببند، استانداردها و درجه حفاظت بهعنوان معیارهای اصلی انتخاب ارائه شدهاند. این موضوع نشان میدهد انتخاب حرفهای سلونوئید ولو یک فرایند چندمتغیره است، نه تطبیق ساده سایز و ولتاژ.
نام دقیق سیال باید نخستین اطلاعات انتخاب باشد. علاوه بر نام، لازم است غلظت، دما، احتمال وجود ذرات، ویسکوزیته و خورندگی مشخص شود. برای گازها باید قابلاشتعال یا بیاثر بودن و برای مایعات باید احتمال کریستالسازی، رسوب یا چسبندگی بررسی شود.
در مخلوطهای شیمیایی، درصد اجزا میتواند سازگاری آببند را تغییر دهد. حتی مواد شویندهای که عمدتاً آب هستند ممکن است افزودنیهایی داشته باشند که به NBR یا برنج آسیب بزنند. بنابراین بهتر است برگه ایمنی ماده یا SDS در اختیار کارشناس قرار گیرد.
حداقل و حداکثر فشار ورودی باید با محدوده مجاز شیر تطابق داشته باشد. فشار لحظهای ناشی از پمپ، بسته شدن شیر دیگر یا ضربه قوچ نیز باید در نظر گرفته شود. فشار نامی بدنه با حداکثر اختلاف فشار قابل کنترل توسط بوبین الزاماً یکسان نیست.
در شیر پایلوتی، حداقل اختلاف فشار اهمیت ویژه دارد. اگر فشار ورودی و خروجی برابر باشد یا فشار ورودی پایینتر از مقدار لازم قرار گیرد، شیر ممکن است باز نشود. در مقابل، فشار بیش از حد میتواند مانع باز شدن مدل مستقیم یا به دیافراگم و نشیمنگاه آسیب وارد کند.
اختلاف فشار برابر تفاوت فشار دو سمت شیر است. در حالت تخلیه به اتمسفر، فشار خروجی تقریباً صفر گیج است، اما در خط بسته یا مدار برگشتی ممکن است فشار خروجی قابل توجه باشد. عملکرد شیر باید بر اساس بیشترین اختلاف فشار رو به جلو و احتمال فشار معکوس بررسی شود.
بعضی کاربران فقط فشار کمپرسور یا پمپ را اعلام میکنند، درحالیکه فشار پاییندست نیز برای انتخاب مهم است. بهویژه در شیرهای پایلوتی و سیستمهای بسته، اختلاف فشار واقعی ممکن است بسیار کمتر از فشار ورودی باشد.
ظرفیت عبور جریان معمولاً با ضریب Kv یا Cv بیان میشود. Kv بهطور عمومی حجم آب بر حسب مترمکعب بر ساعت را در شرایط مرجع و افت فشار مشخص نشان میدهد، درحالیکه Cv در سیستم واحدهای آمریکایی تعریف میشود. این ضرایب امکان مقایسه ظرفیت شیرها را فراهم میکنند، اما محاسبه دبی برای گاز، بخار و مایعات ویسکوز به روابط و تصحیحات متفاوت نیاز دارد.
انتخاب شیر صرفاً برابر با سایز لوله ممکن است افت فشار زیادی ایجاد کند. از طرف دیگر، شیر بیشازحد بزرگ میتواند هزینه را افزایش داده و در برخی کاربردها کنترل نامناسب یا ضربه شدید ایجاد کند. برای فرایند حساس بهتر است محاسبه سایز توسط نرمافزار سازنده یا کارشناس انجام شود. Parker و ASCO نیز ابزارها و اطلاعات انتخاب را بر اساس شرایط عملکرد و ظرفیت جریان ارائه میکنند.
قطر اوریفیس مسیر مؤثر عبور سیال را مشخص میکند و ممکن است از سایز اتصال کوچکتر باشد. دو شیر ۱/۲ اینچ میتوانند اوریفیس و ضریب جریان کاملاً متفاوتی داشته باشند. بنابراین مقایسه فقط بر اساس رزوه ۱/۲ اینچ اشتباه است.
در شیر مستقیم، افزایش قطر اوریفیس نیروی واردشده به پلانجر را زیاد میکند و حداکثر فشار قابل کنترل را کاهش میدهد، مگر بوبین یا طراحی قویتری استفاده شود. این رابطه یکی از دلایل تنوع زیاد کدهای یک سری شیر است.
حداکثر دمای سیال و حداکثر دمای محیط باید جداگانه بررسی شوند. سیال داغ از طریق بدنه به بوبین گرما منتقل میکند و محیط گرم نیز دفع حرارت را محدود میسازد. بنابراین ممکن است شیر در محیط معمولی تا دمای سیال مشخصی مجاز باشد، اما در دمای محیط بالا نیاز به کاهش محدوده داشته باشد.
حداقل دما نیز مهم است. در هوای سرد ممکن است رطوبت یخ بزند، آببند سخت شود یا ویسکوزیته روغن افزایش یابد. برای فضای باز، تابش خورشید و دمای داخل تابلو یا محفظه نیز باید محاسبه شود.
ویسکوزیته بالا مقاومت جریان را افزایش داده و ممکن است حرکت قطعات داخلی یا تخلیه محفظه پایلوت را کند کند. بسیاری از شیرهای عمومی برای سیالات با ویسکوزیته پایین طراحی شدهاند. استفاده برای رزین، روغن غلیظ، چسب یا شربت نیازمند محصول ویژه است.
دمای سیال بر ویسکوزیته اثر میگذارد. روغنی که در دمای کار روان است ممکن است هنگام راهاندازی سرد بسیار غلیظ باشد. بنابراین بدترین شرایط راهاندازی نیز باید بررسی شود.
زمان پاسخ فاصله میان اعمال فرمان و رسیدن شیر به وضعیت موردنظر است. این زمان به نوع بوبین، فشار، مکانیزم، اندازه شیر، سیال و مدار الکتریکی وابسته است. شیر مستقیم کوچک معمولاً سریعتر از یک شیر دیافراگمی بزرگ عمل میکند.
در سیستمهای پرسرعت، زمان باز و بسته شدن، تکرارپذیری و تعداد سیکل مجاز اهمیت دارد. شیر عمومی ممکن است برای میلیونها سیکل سریع مناسب نباشد. در مقابل، بسته شدن بیش از حد سریع در خط مایع میتواند ضربه قوچ ایجاد کند.
اگر شیر برای مدت طولانی برقدار میماند، بوبین باید Continuous Duty باشد. اگر در هر دقیقه تعداد زیادی بار قطع و وصل میشود، عمر مکانیکی، حرارت ناشی از سوئیچینگ و ظرفیت خروجی کنترلر باید بررسی شود. مشخصات عمر معمولاً تحت شرایط آزمایش مشخص اعلام میشوند و شرایط واقعی میتواند نتیجه را تغییر دهد.
برای کاهش مصرف انرژی در حالت نگهداری، بعضی بوبینها از مدار Kick and Drop استفاده میکنند؛ یعنی ابتدا توان بیشتری برای جذب هسته اعمال و سپس توان نگهداری کاهش داده میشود. Bürkert در برخی مدلهای DC استفاده از چنین الکترونیکی را برای کاهش مصرف اعلام کرده است.
برای انتخاب مطمئن، ابتدا باید وظیفه شیر مشخص شود: قطع و وصل جریان، تخلیه، تغییر مسیر یا تنظیم تناسبی. سپس نوع سیال و شرایط فیزیکی آن ثبت شود. در مرحله بعد فشار حداقل، فشار حداکثر، فشار خروجی، دبی و دما تعیین میشوند. بعد از آن میتوان مکانیزم مستقیم، پایلوتی یا نیمهمستقیم را انتخاب کرد.
پس از تعیین بخش مکانیکی، وضعیت NC یا NO، ولتاژ بوبین، نوع اتصال برق، درجه IP و الزامات محیط خطرناک بررسی میشوند. در نهایت متریال بدنه و آببند، ضریب جریان، جهت نصب، گواهیها، امکان تعمیر و موجودی قطعات یدکی مقایسه خواهد شد. ترتیب پیشنهادی انتخاب به شکل زیر است:
نصب صحیح بهاندازه انتخاب محصول اهمیت دارد. پیش از نصب باید فشار خط تخلیه، برق قطع و لولهها از آلودگی پاک شوند. جهت فلش روی بدنه باید با جهت جریان هماهنگ باشد. رزوه و آببندی لوله باید بهگونهای انجام شود که نوار تفلون، خمیر یا ذرات وارد مجاری داخلی نشوند. همچنین نباید از بوبین بهعنوان اهرم برای سفت کردن شیر استفاده کرد.
دستورالعملهای رسمی Bürkert برای چندین مدل توصیه میکنند خطوط پیش از نصب تمیز شوند، فیلتر در ورودی نصب شود، جهت فلش بدنه رعایت گردد و برای بستن اتصال از آچار روی بدنه استفاده شود، نه روی بوبین. اندازه فیلتر پیشنهادی بسته به مدل متفاوت است و باید از دستورالعمل همان محصول گرفته شود.
در بسیاری از شیرها، فشار باید از زیر یا سمت مشخصی به دیافراگم وارد شود. نصب برعکس ممکن است باعث باز نشدن، بسته نشدن یا ایجاد ضربه شود. فلش روی بدنه جهت صحیح را نشان میدهد. در شیرهای یونیورسال یا دوطرفه نیز باید نحوه پورتبندی مطابق دیتاشیت انجام شود.
هرگز نباید با این تصور که «شیر دو سر دارد» آن را بدون توجه به فلش نصب کرد. حتی اگر در شرایط خاص جریان عبور کند، مشخصات نشتی، حداکثر فشار و عملکرد ایمن تضمین نخواهد شد.
بسیاری از سازندگان نصب با عملگر رو به بالا را ترجیح میدهند؛ زیرا احتمال تجمع رسوب و ذرات در لوله هسته کاهش مییابد. بااینحال برخی مدلها اجازه نصب در هر جهت را میدهند و برخی محدودیت مشخص دارند. برای نمونه در بعضی محصولات ASCO جهت نصب «عمودی و رو به بالا» و در بعضی دیگر «هر جهت» اعلام شده است؛ بنابراین قانون واحدی برای همه شیرها وجود ندارد.
اگر شیر در مسیر افقی نصب میشود، وضعیت بوبین باید با دستورالعمل مطابقت داشته باشد. نصب بوبین رو به پایین ممکن است تجمع آلودگی یا رطوبت را افزایش دهد. در سیستمهای دارای لرزش نیز باید اتصال مکانیکی و ساپورت لوله مناسب باشد.
ذرات یکی از مهمترین عوامل خرابی شیر برقی هستند. فیلتر باید پیش از شیر و متناسب با اندازه مجاری داخلی نصب شود. فیلتر بسیار درشت ممکن است از اوریفیس پایلوت محافظت نکند و فیلتر بسیار ریز بدون ظرفیت کافی افت فشار و گرفتگی ایجاد کند.
برنامه تمیزکاری فیلتر باید بر اساس کیفیت سیال تعیین شود. نصب فیلتر بدون نگهداری میتواند پس از مدتی دبی را کاهش دهد. در خطوط قدیمی بهتر است پیش از نصب شیر جدید، لوله شستوشو شود.
بدنه شیر نباید وزن لوله، عدم همراستایی یا تنش ناشی از انبساط حرارتی را تحمل کند. این نیروها میتوانند بدنه را تغییر شکل دهند، آببندی داخلی را مختل یا رزوه را ترک دهند. لولههای سنگین باید ساپورت مستقل داشته باشند.
هنگام بستن رزوه باید از آچار مناسب روی قسمت مخصوص بدنه استفاده شود. گرفتن بوبین، کانکتور یا لوله هسته با آچار میتواند آسیب جدی ایجاد کند. پس از نصب نیز باید نشتی خارجی در فشار کنترلشده بررسی شود.
سیمکشی باید مطابق ولتاژ، توان و نوع اتصال انجام شود. در کانکتورهای DIN، واشر و پیچ مرکزی باید درست نصب شوند تا درجه IP حفظ شود. اتصال ارت در مدلهای لازم نباید حذف شود. کابل باید سطح مقطع مناسب داشته و از منابع گرما، مواد شیمیایی و لبههای تیز محافظت شود.
خروجی PLC ممکن است توان مستقیم راهاندازی بوبین را نداشته باشد. در این حالت از رله واسط، ماژول خروجی مناسب یا درایور استفاده میشود. برای بوبین DC نیز باید اثر دیود هرزگرد بر زمان قطع بررسی شود؛ زیرا دیود میتواند خاموش شدن میدان را کند کند.
ضربه قوچ زمانی ایجاد میشود که سرعت جریان مایع بهطور ناگهانی تغییر کند. بسته شدن سریع شیر برقی میتواند موج فشار شدیدی در خط ایجاد کند و به لوله، اتصالات، پمپ و خود شیر آسیب برساند. صدای کوبش، لرزش و خرابی مکرر از نشانههای احتمالی آن هستند.
راهکارها شامل کاهش سرعت جریان، استفاده از لوله مناسب، نصب مخزن ضربهگیر، شیر با بسته شدن کندتر یا طراحی ضد ضربه قوچ است. برخی شیرهای صنعتی نیز با ورود سیال از زیر دیسک و بسته شدن کنترلشده برای کاهش ضربه طراحی میشوند.
فاصله سرویس به تمیزی سیال، تعداد سیکل، دما، فشار و اهمیت فرایند بستگی دارد. شیر نصبشده در آب تمیز ممکن است مدت زیادی بدون سرویس کار کند، درحالیکه یک شیر روی سیال رسوبزا به بازرسی مکرر نیاز دارد. برنامه نگهداری باید بر اساس تجربه واقعی سایت و توصیه سازنده تنظیم شود.
در سرویس، ابتدا برق و فشار قطع شده و انرژی محبوس تخلیه میشود. سپس بوبین، پلانجر، فنر، دیافراگم، اوریفیس و آببندها بررسی میشوند. قطعات باید با ماده سازگار تمیز شوند و از خراشیدن سطوح آببندی پرهیز شود. پس از مونتاژ، تست نشتی و عملکرد ضروری است.
نشتی داخلی، تأخیر در باز شدن، صدای زیاد بوبین، داغی غیرعادی، افت دبی و عملکرد نامنظم از علائم رایج هستند. گاهی مشکل از خود شیر نیست و افت ولتاژ، فشار ناکافی، فیلتر مسدود یا فرمان کنترل ناپایدار عامل اصلی است.
تعویض فوری بوبین بدون بررسی پلانجر میتواند باعث سوختن بوبین جدید شود. اگر هسته گیر کرده باشد، بوبین AC کامل جذب نمیشود و گرمای زیادی ایجاد میکند. عیبیابی باید بخش برق، فشار و مکانیزم را همزمان پوشش دهد.
عیبیابی باید از سادهترین و ایمنترین بررسیها آغاز شود. ابتدا کد و ولتاژ بوبین، وجود فرمان، فیوز، اتصالات و ولتاژ واقعی روی ترمینال کنترل میشوند. سپس فشار ورودی، اختلاف فشار، جهت جریان و گرفتگی فیلتر بررسی میشود. بعد از قطع کامل برق و فشار میتوان اجزای داخلی را بازدید کرد.
در محیطهای خطرناک یا فرایندهای گاز و بخار، تعمیر باید توسط فرد مجاز انجام شود. جایگزینی قطعات با نمونه غیراصلی یا تغییر سوراخ پایلوت میتواند مشخصات ایمنی و عملکرد را تغییر دهد.
دلایل احتمالی شامل نبود ولتاژ، ولتاژ اشتباه، سوختن بوبین، قطع سیم، گیرکردن پلانجر، فشار بیش از حد، فشار کمتر از حداقل لازم، نصب برعکس، گرفتگی پایلوت یا پارگی دیافراگم است. ابتدا باید صدور فرمان و ولتاژ زیر بار بررسی شود.
اگر بوبین میدان ایجاد میکند اما شیر باز نمیشود، مکانیزم و فشار بررسی میشوند. در مدل پایلوتی، نبود اختلاف فشار یکی از شایعترین علل است. در مدل مستقیم، فشار بالاتر از ظرفیت بوبین میتواند مانع حرکت پلانجر شود.
وجود ذره روی نشیمنگاه، آسیب آببند، گیرکردن پلانجر، فشار معکوس، پارگی دیافراگم، گرفتگی سوراخ تعادل یا نصب اشتباه از علل رایج هستند. در شیر NC، قطع نشدن کامل برق یا جریان نشتی خروجی کنترلر نیز ممکن است بوبین را فعال نگه دارد.
برای تشخیص، ولتاژ بوبین در حالت خاموش اندازهگیری میشود. برخی خروجیهای الکترونیکی جریان نشتی کوچکی دارند که در بوبین کممصرف میتواند مشکل ایجاد کند. استفاده از مدار تخلیه یا رله مناسب ممکن است لازم باشد.
گرم شدن بوبین در حالت کار دائم تا حد مشخص طبیعی است، اما دمای بسیار بالا، بوی سوختگی یا تغییر رنگ باید بررسی شود. ولتاژ بیش از حد، فرکانس اشتباه، دمای محیط بالا، عدم جذب کامل هسته و استفاده از بوبین با سیکل کاری نامناسب از دلایل احتمالی هستند.
دمای سطح را نباید فقط با لمس دست ارزیابی کرد؛ زیرا بعضی بوبینها در حالت طبیعی نیز برای پوست بسیار گرم هستند. مقدار مجاز باید از دیتاشیت بررسی و دما با ابزار مناسب اندازهگیری شود. در صورت دسترسی عمومی، محافظ تماس نیز ممکن است لازم باشد؛ دستورالعمل ASCO هشدار میدهد سلونوئید در شرایط عادی میتواند گرم شود.
صدای هوم خفیف در برخی بوبینهای AC طبیعی است، اما صدای بلند و لرزش معمولاً نشانه جذب ناقص هسته است. ولتاژ پایین، آلودگی پلانجر، فنر نامناسب، ساییدگی سطح هسته یا نصب ناصحیح میتواند عامل باشد.
ادامه کار در این وضعیت ممکن است بوبین را بسوزاند. برق باید قطع و علت مکانیکی و الکتریکی بررسی شود. تعویض بوبین بهتنهایی همیشه مشکل را حل نمیکند.
نشتی خارجی ممکن است از رزوه، واشر، ترک بدنه یا آببندی لوله باشد. نشتی داخلی معمولاً به نشیمنگاه، آببند، دیافراگم، ذرات یا فشار معکوس مربوط است. ابتدا باید مشخص شود نشتی از بیرون بدنه است یا سیال در حالت بسته از خروجی عبور میکند.
در سیالات خطرناک، آزمون نشتی باید با روش و تجهیزات مناسب انجام شود. استفاده از شعله برای یافتن نشتی گاز بسیار خطرناک است. آببند آسیبدیده باید با قطعه همجنس و مناسب کد محصول تعویض شود.
شیر برقی به دلیل سرعت، قابلیت کنترل از راه دور و تنوع متریال در صنایع مختلف استفاده میشود. در هر صنعت، الزامات متفاوتی مانند قابلیت شستوشو، تأییدیه بهداشتی، مقاومت شیمیایی، ضدانفجار بودن یا تعداد سیکل بالا مطرح است. بنابراین یک مدل عمومی نمیتواند تمام کاربردها را پوشش دهد.
در تجهیزات صنعتی، شیر ممکن است مستقیماً سیال را کنترل کند یا فقط بهعنوان پایلوت یک عملگر بزرگتر به کار رود. شیرهای ۳/۲ کوچک برای فرمان دادن به اکچویتورهای پنوماتیک ولوهای فرایندی نمونه رایجی هستند.
در تصفیهخانهها، سیستمهای دوزینگ، بکواش فیلتر، پرکردن مخزن و نمونهبرداری از شیر برقی استفاده میشود. کیفیت آب و وجود ذرات بر انتخاب فیلتر و متریال اثر دارد.
در فاضلاب خام، شیرهای سلونوئیدی کوچک معمولاً برای عبور مستقیم سیال آلوده مناسب نیستند. ممکن است از شیر دیافراگمی یا پنوماتیکی با مسیر بزرگ و سلونوئید پایلوت استفاده شود.
در دستگاههای پرکن، خطوط شستوشو، کنترل بخار، هوای فشرده و آب فرایندی از شیرهای برقی استفاده میشود. متریال در تماس با محصول، قابلیت تمیزکاری و گواهیهای بهداشتی اهمیت دارند.
استنلس استیل و آببندهای تأییدشده برای برخی کاربردها انتخاب میشوند، اما طراحی بهداشتی فقط به جنس استیل محدود نیست. شکل داخلی، فضای مرده، زبری سطح و روش اتصال نیز مهم هستند.
شیر برقی در مدارهای قطع اضطراری، کنترل اکچویتور، پنلهای پنوماتیک و سیستمهای مشعل استفاده میشود. قابلیت اطمینان، نوع حفاظت الکتریکی، مقاومت خوردگی و تأییدیههای پروژه در این صنعت اهمیت بالایی دارند.
در کاربرد ایمنی، وضعیت Fail-safe، سطح یکپارچگی ایمنی و معماری کل حلقه بررسی میشوند. برخی محصولات صنعتی با قابلیت استفاده در سیستمهای SIL عرضه میشوند، اما عبارت SIL روی یک جزء بهتنهایی تضمینکننده ایمنی کل سیستم نیست.
در دستگاههای آنالیز، دوزینگ، کنترل گاز و تجهیزات پزشکی از شیرهای کوچک مستقیم یا تناسبی استفاده میشود. حجم مرده کم، نشتی بسیار پایین، سازگاری شیمیایی و تکرارپذیری اهمیت دارند.
برای سیالات خالص، آلودگی ذرهای و مواد آزادشده از آببند باید بررسی شوند. گاهی شیرهای Media Separated استفاده میشوند تا بخش الکترومغناطیسی از سیال جدا باشد.
شیر برقی آبیاری برای کنترل زونهای مختلف، زمانبندی و اتصال به کنترلر استفاده میشود. این شیرها اغلب پایلوتی و دیافراگمی هستند و به فشار حداقل نیاز دارند.
وجود شن و رسوب در آب چاه میتواند مسیر پایلوت را مسدود کند. نصب فیلتر و تنظیم فشار از خرابی مکرر جلوگیری میکند. بوبین فضای باز نیز باید حفاظت مناسبی در برابر رطوبت داشته باشد.
در خطوط مبرد، شیر برقی برای جلوگیری از جریان در سیکل خاموش، کنترل مایع یا فرایند Pump-down استفاده میشود. نوع مبرد، ظرفیت سرمایشی، اختلاف فشار و جهت جریان باید در سایزینگ لحاظ شود.
Parker هدف اصلی شیر خط مایع را جلوگیری از ورود مبرد به اواپراتور در زمان خاموش بودن سیستم توصیف میکند و برای انتخاب، ابزار سایزینگ بر اساس مبرد و شرایط تبخیر و تقطیر ارائه میدهد.
در ونتیلاتور، دستگاه بیهوشی، تجهیزات دندانپزشکی و سامانههای تشخیصی از شیرهای مینیاتوری استفاده میشود. سرعت پاسخ، صدای کم، نشتی، مصرف انرژی و تمیزی سیال اهمیت ویژه دارند.
استفاده پزشکی نیازمند محصول و سیستم تأییدشده است و نباید یک شیر صنعتی عمومی بدون ارزیابی و استاندارد لازم در تجهیزات حیاتی استفاده شود.
مهمترین مزیت شیر برقی امکان کنترل سریع و مستقیم با فرمان الکتریکی است. این محصول بهسادگی به PLC، رله، تایمر، سنسور سطح، ترموستات و سیستم کنترل متصل میشود. ابعاد کوچک، تنوع ولتاژ و قابلیت نصب در ماشینآلات از دیگر مزایا هستند.
در مدل پایلوتی میتوان دبی نسبتاً بالا را با توان الکتریکی محدود کنترل کرد. مدل مستقیم نیز در فشار صفر و سیستم خلأ مزیت دارد. امکان انتخاب NC یا NO به طراح اجازه میدهد وضعیت ایمن هنگام قطع برق را تعیین کند.
شیرهای ON/OFF معمولی برای تنظیم دقیق دبی طراحی نشدهاند. استفاده نیمهباز یا تحریک سریع کنترلنشده میتواند باعث سایش، نوسان و عمر کوتاه شود. برای کنترل پیوسته باید شیر تناسبی یا کنترلولو مناسب انتخاب شود.
مجاری کوچک نسبت به آلودگی حساس هستند و بوبین در زمان تحریک گرما تولید میکند. محدودیت سایز، فشار، ویسکوزیته و دما نیز باید بررسی شود. در خطوط بسیار بزرگ یا سیالات آلوده، شیر پنوماتیکی فرایندی ممکن است گزینه مناسبتری باشد.
شیر برقی معمولاً با حرکت خطی سریع پلانجر کار میکند، درحالیکه شیر موتوری از موتور و گیربکس برای حرکت توپی، پروانه یا ساقه استفاده میکند. شیر موتوری برای سایز بزرگ، زمان عملکرد چندثانیهای و کنترل تدریجی مناسب است.
در بسیاری از شیرهای موتوری، پس از رسیدن به موقعیت نیازی به برق دائم نیست. شیر برقی NC برای باز ماندن معمولاً برق مصرف میکند. در مقابل، سرعت و تعداد سیکل شیر برقی اغلب بیشتر است.
شیر پنوماتیک فرایندی از هوای فشرده برای حرکت اکچویتور استفاده میکند و یک شیر برقی کوچک میتواند فرمان هوای آن را کنترل کند. این ترکیب در سایزهای بزرگ، بخار، مواد شیمیایی و فرایندهای صنعتی رایج است.
درواقع شیر برقی و شیر پنوماتیک همیشه رقیب نیستند؛ گاهی سلونوئید ولو بخشی از مجموعه شیر پنوماتیک است. انتخاب به دبی، فشار، ایمنی و زیرساخت هوای فشرده بستگی دارد.
شیر دستی به حضور اپراتور نیاز دارد و برای تغییر وضعیت از نیروی مکانیکی دست استفاده میکند. قیمت اولیه آن معمولاً کمتر و ساختارش سادهتر است، اما امکان فرمان خودکار ندارد.
شیر برقی برای فرایندهای زمانبندیشده، کنترل از راه دور و واکنش به سنسور مناسبتر است. بااینحال در خطوطی که بهندرت تغییر وضعیت میدهند، شیر دستی ممکن است اقتصادیتر باشد.
در زمان خرید شیر برقی ابتدا باید کد فنی کامل و دیتاشیت محصول دریافت شود. نام برند و سایز بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا یک سری ممکن است دهها ترکیب ولتاژ، اوریفیس، فشار، آببند و عملکرد داشته باشد. تصویر محصول نیز مبنای مطمئنی برای شناسایی نیست.
فروشنده باید اطلاعاتی مانند نوع عملکرد، فشار حداقل و حداکثر، Kv یا Cv، دمای سیال، متریال بدنه، جنس آببند، ولتاژ و درجه حفاظت را ارائه دهد. برای کاربرد حساس، تأیید کتبی سازگاری محصول با شرایط فرایند توصیه میشود.
برای دریافت پیشنهاد دقیق، اطلاعات زیر را اعلام کنید:
محصول تقلبی یا بازسازیشده ممکن است ظاهری مشابه نمونه اصلی داشته باشد، اما کیفیت سیمپیچ، آلیاژ بدنه و آببند متفاوتی داشته باشد. این تفاوت در خطوط حساس میتواند به نشتی، آتشسوزی یا توقف تولید منجر شود.
فروشنده معتبر باید امکان رهگیری کد، ارائه دیتاشیت، گارانتی و قطعات یدکی را داشته باشد. قیمت بسیار پایین بدون اسناد فنی میتواند نشانه ریسک باشد.
قیمت شیر برقی تابع یک عامل واحد نیست. برند، کشور سازنده، جنس بدنه، نوع آببند، سایز، ضریب جریان، فشار، دما، ولتاژ و تأییدیهها همگی مؤثر هستند. دو شیر ۱ اینچ ممکن است به دلیل تفاوت مکانیزم و متریال اختلاف قیمت زیادی داشته باشند.
مدل استیل، بخار، فشار بالا، ضدانفجار، تناسبی یا مناسب مواد شیمیایی معمولاً گرانتر از شیر برنجی عمومی است. تأمین قطعات، نوسان ارز و موجودی بازار نیز قیمت فروش را تغییر میدهد. به همین دلیل برای اعلام قیمت دقیق باید کد کامل یا شرایط فنی ارائه شود.
بدنه برنجی معمولاً اقتصادیتر از استنلس استیل است. آلیاژهای خاص و پلیمرهایی مانند PVDF میتوانند قیمت را افزایش دهند. وزن و روش ساخت نیز مؤثر هستند.
نباید برای کاهش هزینه از بدنه ناسازگار استفاده کرد؛ زیرا هزینه خوردگی، نشتی و تعویض بسیار بیشتر خواهد شد.
NBR معمولاً اقتصادی است، درحالیکه FKM، PTFE و بهخصوص FFKM قیمت بیشتری دارند. پیچیدگی دیافراگم و کیت تعمیر نیز مؤثر است.
آببند گران فقط زمانی ارزش دارد که با سیال سازگار باشد. انتخاب نامناسب حتی اگر گران باشد، عمر مطلوبی ایجاد نمیکند.
با افزایش سایز بدنه و اوریفیس، میزان متریال و ظرفیت جریان افزایش مییابد و قیمت معمولاً بیشتر میشود. مکانیزم پایلوتی میتواند دبی بالا را اقتصادیتر از مکانیزم مستقیم فراهم کند.
برای مقایسه قیمت باید Kv، فشار و متریال یکسان باشند. مقایسه دو شیر فقط بر اساس سایز رزوه صحیح نیست.
بوبین استاندارد معمولاً ارزانتر از بوبین ضدانفجار، کممصرف، ضدآب ویژه یا دارای مدار الکترونیکی است. کانکتور، LED، محافظ Surge و عملگر دستی نیز میتوانند قیمت را تغییر دهند.
در پروژههای صنعتی، حذف حفاظت لازم برای کاهش هزینه میتواند خطر ایمنی ایجاد کند. مشخصات محیط باید بر قیمت مقدم باشد.
برندهای معتبر معمولاً هزینه بیشتری برای طراحی، آزمون، کنترل کیفیت و مستندات صرف میکنند. این موضوع میتواند قیمت خرید را افزایش دهد، اما قابلیت اطمینان و تأمین قطعه را بهتر کند.
البته صرف نام برند کافی نیست و محصول باید اصل و مناسب کاربرد باشد. یک شیر اصل اما اشتباه نیز عملکرد مطلوبی نخواهد داشت.
شیر ارزان برای کاربرد ساده و کمخطر ممکن است قابل استفاده باشد، مشروط بر اینکه مشخصات آن معتبر و با فرایند سازگار باشد. مشکل زمانی ایجاد میشود که قیمت پایین نتیجه کاهش کیفیت سیم مسی، عایق، آببند یا کنترل کیفیت باشد.
در محاسبه هزینه باید توقف تولید، تعویض، نیروی تعمیر، خسارت سیال و ایمنی را نیز لحاظ کرد. گاهی محصول ارزان در مجموع گرانتر تمام میشود. مفهوم Total Cost of Ownership برای تجهیزات پرتکرار اهمیت زیادی دارد.
برای تشخیص اصالت باید پلاک، کد محصول، کیفیت چاپ، بستهبندی و اطلاعات نمایندگی بررسی شوند. کد باید در سیستم یا کاتالوگ سازنده قابل تطبیق باشد. ولتاژ، توان، فشار و متریال درجشده روی پلاک باید با سفارش یکسان باشند.
فقط ظاهر لوگو معیار کافی نیست. محصولات تقلبی میتوانند بستهبندی مشابه داشته باشند. خرید از کانال معتبر و دریافت فاکتور با کد کامل مطمئنترین روش است.
پیش از ثبت سفارش پاسخ این پرسشها باید روشن باشد: آیا سیال و دما با بدنه و آببند سازگارند؟ آیا حداقل اختلاف فشار تأمین میشود؟ آیا Kv پاسخگوی دبی است؟ آیا وضعیت NC یا NO با ایمنی فرایند هماهنگ است؟ آیا بوبین با ولتاژ و محیط نصب سازگار است؟
همچنین باید جهت جریان، نوع رزوه، محدودیت نصب، درجه IP، تعداد سیکل، امکان فشار معکوس و موجودی کیت تعمیر بررسی شود. کنترل این موارد از بیشتر اشتباهات رایج خرید جلوگیری میکند.
شیر برقی یک تجهیز کنترل جریان است که با میدان الکترومغناطیسی کار میکند. با اعمال یا قطع ولتاژ، پلانجر داخلی جابهجا شده و مسیر مایع یا گاز باز یا بسته میشود. این شیر میتواند مستقیم، پایلوتی، نیمهمستقیم یا تناسبی باشد. نوع مناسب به سیال، فشار، دما و دبی بستگی دارد.
از نظر کاربرد بازار، تفاوتی وجود ندارد. سلونوئید ولو شکل فارسی عبارت انگلیسی solenoid valve است و شیر برقی نام رایج فارسی آن محسوب میشود. البته هر شیر الکتریکی سلونوئیدی نیست؛ شیر موتوری از موتور استفاده میکند.
هیچکدام بهطور مطلق بهتر نیستند. انتخاب باید بر اساس وضعیت ایمن فرایند هنگام قطع برق انجام شود. اگر قطع جریان ایمنتر است، NC مناسبتر است. اگر ادامه جریان ضروری باشد، NO میتواند انتخاب شود.
مدلهای مستقیم و برخی مدلهای نیمهمستقیم میتوانند از فشار صفر کار کنند. بسیاری از شیرهای پایلوتی به حداقل اختلاف فشار نیاز دارند. مقدار دقیق باید در دیتاشیت بررسی شود. سایز اتصال بهتنهایی این قابلیت را مشخص نمیکند.
فشار ناشی از ارتفاع مخزن ممکن است کمتر از حداقل اختلاف فشار موردنیاز شیر باشد. در این شرایط دیافراگم نیروی کافی برای باز شدن ندارد. استفاده از شیر مستقیم، Assisted Lift یا مدل مخصوص فشار صفر راهکار مناسبتری است.
خیر، مگر سازنده صراحتاً آن مدل را برای بخار و دمای موردنظر تأیید کرده باشد. شیر بخار به آببند، بدنه، بوبین و طراحی مقاوم به حرارت نیاز دارد. یکسان بودن سایز و فشار برای این جایگزینی کافی نیست.
ولتاژ اشتباه، نوسان برق، دمای محیط بالا، گیرکردن پلانجر، جذب ناقص هسته AC و سیکل کاری نامناسب از علل رایج هستند. پیش از تعویض بوبین باید علت اصلی رفع شود. نصب بوبین جدید روی شیر گیرکرده ممکن است دوباره آن را بسوزاند.
مقداری افزایش دما در کار دائم طبیعی است. بااینحال دمای مجاز به کلاس بوبین، توان، محیط و سیال بستگی دارد. بوی سوختگی، دود، تغییر رنگ یا عملکرد نامنظم طبیعی نیست. دما باید با مشخصات کاتالوگ مقایسه شود.
معمولاً خیر. بوبینهای AC و DC طراحی متفاوتی دارند. فقط اگر روی پلاک یا دیتاشیت عبارت UC یا قابلیت کار با هر دو نوع جریان ذکر شده باشد، این کار مجاز است. نوع جریان باید همراه با ولتاژ کنترل شود.
سایز لوله تنها معیار نیست. دبی، افت فشار، Kv، نوع سیال و فشار باید محاسبه شوند. ممکن است شیر با اتصال هماندازه لوله اوریفیس کوچکی داشته باشد و افت فشار ایجاد کند. برای کاربرد دقیق، سایزینگ ضروری است.
ذرات روی نشیمنگاه، آسیب آببند، فشار معکوس، گرفتگی مجرای تعادل یا باقی ماندن ولتاژ روی بوبین از علل احتمالی هستند. ابتدا برق و فشار بررسی میشوند. سپس پس از ایمنسازی، اجزای داخلی بازدید خواهند شد.
عمر به مدل، تعداد سیکل، فشار، دما، تمیزی سیال و کیفیت نگهداری وابسته است. نمیتوان یک عدد ثابت برای تمام شیرها اعلام کرد. اطلاعات عمر سازنده نیز تحت شرایط آزمایش مشخص است. فیلتر و ولتاژ صحیح میتوانند عمر را افزایش دهند.
مدل ON/OFF معمولی برای تنظیم دقیق طراحی نشده است. برای تغییر پیوسته دبی باید از شیر تناسبی یا کنترلولو استفاده شود. خفه کردن مسیر با شیر قطع و وصل میتواند عملکرد و عمر آن را مختل کند.
نوع سیال، دما، فشار ورودی و خروجی، دبی، سایز اتصال، NC یا NO بودن، ولتاژ، متریال و شرایط محیطی باید اعلام شوند. فشار صفر، خلأ، محیط انفجاری و تعداد سیکل نیز در صورت وجود مهم هستند. ارائه این اطلاعات از پیشنهاد اشتباه جلوگیری میکند.
قیمت ثابت و عمومی ندارد. سایز، برند، متریال، فشار، دما، آببند، نوع مکانیزم، ولتاژ و تأییدیهها بر قیمت اثر میگذارند. برای استعلام دقیق باید کد فنی یا شرایط فرایند ارائه شود. مقایسه قیمت بدون مقایسه مشخصات فنی میتواند گمراهکننده باشد.
برای آب، هوا و کاربردهای عمومی، برنج میتواند اقتصادی و مناسب باشد. استیل در بسیاری از محیطهای خورنده و بهداشتی مزیت دارد، اما گرانتر است. انتخاب نهایی به سیال، دما، فشار و استاندارد پروژه بستگی دارد.
در بیشتر مدلها بله. جهت فلش روی بدنه باید رعایت شود. نصب معکوس میتواند باعث نشتی، باز نشدن یا آسیب شود. فقط شیرهایی که قابلیت جریان دوطرفه آنها تأیید شده است از این قاعده مستثنا هستند.
صدای شدید در بوبین AC ممکن است به ولتاژ پایین، آلودگی یا جذب ناقص پلانجر مربوط باشد. صدای ضربه در لوله نیز میتواند ناشی از ضربه قوچ باشد. نوع صدا و محل آن باید تفکیک شود. ادامه کار با بوبین لرزان ممکن است باعث سوختن آن شود.
در بسیاری از کاربردها بله، بهخصوص شیرهای پایلوتی با مجاری کوچک. اندازه فیلتر باید مطابق توصیه سازنده انتخاب شود. فیلتر از ورود رسوب و ذرات به نشیمنگاه و پایلوت جلوگیری میکند. خود فیلتر نیز به سرویس دورهای نیاز دارد.
هر دو ضریب ظرفیت جریان هستند، اما با واحدها و تعریف مرجع متفاوت بیان میشوند. این ضرایب برای مقایسه توان عبور جریان شیرها استفاده میشوند. تبدیل و محاسبه برای مایعات، گازها و بخار باید با روابط مناسب انجام شود. مقدار بزرگتر معمولاً نشاندهنده ظرفیت جریان بیشتر در شرایط مشابه است.