ترانسمیتر دما یک تجهیز الکترونیکی برای تبدیل سیگنال سنسور دما به یک سیگنال استاندارد، قابلانتقال و قابلاستفاده در سیستم کنترل است. ورودی این تجهیز میتواند از یک مقاومت حرارتی مانند PT100 و PT1000، یک ترموکوپل مانند نوع K یا J، یک سنسور مقاومتی دیگر یا حتی یک سیگنال میلیولتی دریافت شود. مدار داخلی ترانسمیتر ابتدا نوع ورودی را شناسایی یا براساس تنظیمات از پیش تعیینشده پردازش میکند، سپس رابطه غیرخطی سنسور با دما را تصحیح کرده و مقدار نهایی دما را به خروجی استاندارد تبدیل میکند.
برای مثال، یک سنسور PT100 در دمای صفر درجه سانتیگراد مقاومت اسمی حدود 100 اهم دارد و با تغییر دما، مقاومت آن نیز براساس مشخصات استاندارد سنسور تغییر میکند. PLC معمولاً نمیتواند این مقدار مقاومت را بدون ماژول ورودی مخصوص بهطور مستقیم و دقیق تفسیر کند. ترانسمیتر دما مقاومت PT100 را اندازهگیری میکند، آن را به دما تبدیل کرده و سپس برای محدوده تعریفشده، خروجی متناسب 4 تا 20 میلیآمپر تولید میکند. الزامات و رابطه مقاومت با دمای سنسورهای صنعتی پلاتینی در استاندارد IEC 60751 تعریف شده است.
به زبان ساده، سنسور دما وظیفه حسکردن دما را بر عهده دارد، اما temperature transmitter سیگنال سنسور را برای استفاده صنعتی آماده میکند. در بسیاری از پروژهها، سنسور و ترانسمیتر در کنار یکدیگر و داخل یک مجموعه واحد نصب میشوند. برای نمونه، سنسور PT100 داخل غلاف یا ترموول قرار میگیرد و ترانسمیتر هدمونت در قسمت کلگی سنسور نصب میشود. در مدلهای دیگر، ترانسمیتر روی ریل تابلو برق قرار گرفته و سنسور از طریق کابل به آن متصل میشود.
ترانسمیتر دما معمولاً یک نمایشگر مستقل یا کنترلکننده کامل فرایند نیست، هرچند بعضی مدلهای فیلدمونت دارای نمایشگر محلی هستند. وظیفه اصلی آن اندازهگیری، تبدیل و انتقال دقیق اطلاعات دما است. فرمان روشن و خاموشکردن هیتر، شیر کنترلی، فن یا سیستم سرمایش معمولاً توسط PLC، کنترلر PID یا DCS صادر میشود.
سیگنال خروجی بسیاری از سنسورهای دما بسیار ضعیف است. ترموکوپلها معمولاً ولتاژی در محدوده میلیولت تولید میکنند و RTDها نیز تغییر مقاومت را نشان میدهند. انتقال مستقیم چنین سیگنالهایی در مسافت زیاد ممکن است باعث افزایش خطا شود. مقاومت سیمهای رابط، نویز موتورهای الکتریکی، کابلهای قدرت، اینورترها، سیستمهای جوشکاری و اختلاف پتانسیل زمین از عواملی هستند که میتوانند اندازهگیری را دچار اختلال کنند.
ترانسمیتر دما با تبدیل سیگنال ضعیف سنسور به جریان استاندارد 4 تا 20 میلیآمپر، امکان انتقال پایدارتر اطلاعات را فراهم میکند. در حلقه جریان، مقدار اندازهگیریشده از طریق جریان نمایش داده میشود و افت ولتاژ معمول کابل تا زمانی که ولتاژ کافی برای عملکرد حلقه باقی بماند، تأثیر مستقیمی بر مقدار جریان ندارد. به همین دلیل حلقه 4 تا 20 میلیآمپر یکی از روشهای متداول انتقال سیگنال در ابزار دقیق صنعتی است.
مزیت دیگر استفاده از ترانسمیتر دما، استانداردسازی ورودی سیستم کنترل است. بهجای استفاده از کارتهای جداگانه برای هر نوع ترموکوپل یا RTD، میتوان از خروجی استاندارد ترانسمیتر استفاده کرد و آن را به ورودی آنالوگ متداول PLC متصل نمود. این موضوع طراحی تابلو، تهیه قطعات یدکی، عیبیابی و توسعه سیستم را سادهتر میکند.
ترانسمیترهای دیجیتال جدید امکان تنظیم محدوده دما، نوع سنسور، واحد اندازهگیری، جهت عملکرد، مقدار آلارم خرابی و پارامترهای فیلتر را فراهم میکنند. برخی مدلها میتوانند افزایش مقاومت سیم ترموکوپل، اختلاف غیرعادی بین دو سنسور، قطعی ورودی یا کاهش کیفیت سنسور را تشخیص دهند. این قابلیتها به تعمیرات پیشگیرانه و جلوگیری از توقف ناگهانی فرایند کمک میکنند.
اولین بخش temperature transmitter مدار دریافتکننده سیگنال سنسور است. طراحی این مدار باید با نوع سنسور ورودی سازگار باشد. ورودی RTD باید مقاومت الکتریکی را با دقت بالا اندازهگیری کند، درحالیکه ورودی ترموکوپل باید قادر به اندازهگیری ولتاژهای بسیار کوچک باشد. در مدلهای یونیورسال، یک ورودی میتواند برای سنسورهای RTD، انواع ترموکوپل، مقاومت، پتانسیومتر و سیگنال میلیولت پیکربندی شود.
کیفیت مدار ورودی نقش مهمی در دقت نهایی اندازهگیری دارد. نویز داخلی، جریان تحریک RTD، دقت مرجع ولتاژ و پایداری قطعات الکترونیکی میتوانند بر نتیجه تأثیر بگذارند. در ترانسمیترهای باکیفیت، مدار ورودی برای کاهش نویز، تشخیص قطعی سنسور و محدودکردن تأثیر دمای محیط طراحی شده است.
رفتار بسیاری از سنسورهای دما کاملاً خطی نیست. برای نمونه، تغییر مقاومت PT100 در تمام محدوده دمایی دقیقاً بهصورت یک خط مستقیم نیست و ترموکوپلها نیز رابطه غیرخطی میان ولتاژ و دما دارند. ترانسمیتر باید با استفاده از جداول استاندارد، معادلات ریاضی یا منحنیهای ذخیرهشده، سیگنال سنسور را خطیسازی کند.
استاندارد IEC 60751 رابطه دما و مقاومت سنسورهای پلاتینی صنعتی را مشخص میکند. برای ترموکوپلهای متداول نیز استاندارد IEC 60584-1 توابع مرجع و تلرانس انواعی مانند K، J، T، E، N، R، S و B را ارائه میدهد. بنابراین کیفیت الگوریتم خطیسازی و انطباق آن با استاندارد مربوط به سنسور، یکی از عوامل مؤثر بر دقت ترانسمیتر است.
در ترانسمیترهای دیجیتال، سیگنال ورودی توسط مبدل آنالوگ به دیجیتال یا ADC به داده دیجیتال تبدیل میشود. پردازنده داخلی میتواند پس از این مرحله محاسباتی مانند خطیسازی، فیلترکردن نویز، جبران خطای اتصال سرد، تشخیص خرابی و مقیاسبندی را انجام دهد.
رزولوشن ADC بهتنهایی نشاندهنده دقت کل دستگاه نیست. دقت مرجع، پایداری بلندمدت، نویز، الگوریتم پردازش، کیفیت کالیبراسیون کارخانه و شرایط محیطی نیز اهمیت دارند. بنابراین هنگام مقایسه دو ترانسمیتر نباید صرفاً به تعداد بیت مبدل یا رزولوشن اعلامشده توجه کرد.
پردازنده داخلی وظیفه اجرای محاسبات و مدیریت تنظیمات دستگاه را بر عهده دارد. نوع سنسور، محدوده ورودی، نقاط ابتدا و انتهای اندازهگیری، واحد دما، زمان پاسخ، نوع آلارم و پارامترهای ارتباطی در حافظه ترانسمیتر ذخیره میشوند.
در مدلهای هوشمند، حافظه میتواند اطلاعاتی مانند شماره سریال، تگ تجهیز، تاریخ کالیبراسیون، حداقل و حداکثر دمای ثبتشده، ساعت کارکرد و وضعیت خطا را نیز نگهداری کند. این اطلاعات برای مدیریت داراییهای ابزار دقیق و برنامهریزی تعمیرات مفید هستند.
بخش خروجی مقدار پردازششده دما را به سیگنال مورد نیاز سیستم کنترل تبدیل میکند. رایجترین خروجی، جریان 4 تا 20 میلیآمپر است، اما خروجیهای 0 تا 10 ولت، HART، PROFIBUS PA، FOUNDATION Fieldbus و بعضی پروتکلهای دیجیتال دیگر نیز در محصولات مختلف دیده میشوند.
در ترانسمیترهای دو سیمه، همان دو سیمی که جریان خروجی را منتقل میکنند، تغذیه دستگاه را نیز فراهم میسازند. این طراحی تعداد کابلها و هزینه نصب را کاهش میدهد. مدلهای چهار سیمه معمولاً دارای تغذیه مستقل و خروجی جداگانه هستند و ممکن است برای کاربردهای خاص یا خروجیهای ولتاژی استفاده شوند.
ایزولاسیون ورودی، خروجی و تغذیه برای جلوگیری از حلقه زمین، انتقال نویز و اختلاف پتانسیل اهمیت دارد. بعضی ترانسمیترها فاقد ایزولاسیون کامل هستند، درحالیکه مدلهای صنعتی پیشرفته میتوانند ایزولاسیون دوطرفه یا سهطرفه داشته باشند.
در محیطهایی که اختلاف پتانسیل زمین، کابلهای طولانی، تجهیزات قدرت یا مناطق خطرناک وجود دارد، بررسی مقدار ولتاژ ایزولاسیون ضروری است. بعضی مبدلهای دما مخصوص تابلو، ایزولاسیون گالوانیکی سهطرفه میان ورودی، خروجی و تغذیه ارائه میکنند.
عملکرد ترانسمیتر دما را میتوان در چند مرحله اصلی توضیح داد. ابتدا سنسور با تغییر دمای فرایند واکنش نشان میدهد. در RTD، مقاومت عنصر حساس تغییر میکند و در ترموکوپل، اختلاف دمای اتصال اندازهگیری و اتصال مرجع باعث تولید ولتاژ ترموالکتریکی میشود. ترانسمیتر این کمیت الکتریکی را دریافت میکند.
در مرحله دوم، سیگنال ورودی تقویت و فیلتر میشود. سیگنال ترموکوپل ممکن است فقط چند میلیولت باشد و بنابراین وجود نویز کوچک نیز میتواند اندازهگیری را تحت تأثیر قرار دهد. مدار ورودی ترانسمیتر باید نویزهای فرکانس بالا و تداخلهای محیطی را کاهش دهد، بدون آنکه تغییرات واقعی فرایند را بیش از حد کند یا حذف کند.
در مرحله سوم، پردازنده نوع سنسور و منحنی مشخصه آن را اعمال میکند. اگر ورودی PT100 باشد، مقاومت اندازهگیریشده براساس منحنی استاندارد به دما تبدیل میشود. اگر ورودی ترموکوپل باشد، ولتاژ اندازهگیریشده همراه با دمای اتصال مرجع پردازش خواهد شد. سپس مقدار دما در محدوده تنظیمشده مقیاسبندی میشود.
در مرحله چهارم، خروجی استاندارد تولید میشود. فرض کنید محدوده ترانسمیتر از صفر تا 200 درجه سانتیگراد تنظیم شده است. در این حالت صفر درجه برابر 4 میلیآمپر، 100 درجه برابر 12 میلیآمپر و 200 درجه برابر 20 میلیآمپر خواهد بود. PLC جریان حلقه را اندازهگیری کرده و با استفاده از مقیاس تعریفشده، مقدار دما را نمایش میدهد.
در مرحله آخر، ترانسمیتر وضعیت سنسور و حلقه را کنترل میکند. در صورت قطعشدن سنسور، اتصال کوتاه یا خارجشدن مقدار از محدوده، دستگاه میتواند خروجی را به مقدار آلارم هدایت کند یا یک کد تشخیصی دیجیتال بفرستد. در مدلهای دارای HART یا فیلدباس، اطلاعات بیشتری درباره وضعیت سنسور، کیفیت اندازهگیری و تنظیمات قابل دریافت است.
برای یک ترانسمیتر با عملکرد خطی، دما از رابطه زیر محاسبه میشود:
دما = LRV + [(جریان اندازهگیریشده − 4) ÷ 16] × Span
در این رابطه:
برای مثال، یک ترانسمیتر دما برای محدوده 50- تا 150 درجه سانتیگراد تنظیم شده است. Span این دستگاه برابر 200 درجه است. اگر خروجی 12 میلیآمپر باشد، ابتدا عدد 4 را از 12 کم میکنیم که حاصل 8 است. سپس 8 بر 16 تقسیم میشود و مقدار 0.5 به دست میآید. نصف Span برابر 100 درجه است و با اضافهکردن آن به مقدار پایین محدوده یعنی 50-، دمای 50 درجه سانتیگراد حاصل میشود.
استفاده از 4 میلیآمپر بهعنوان نقطه صفر اصطلاحاً «صفر زنده» نامیده میشود. اگر نقطه صفر برابر صفر میلیآمپر بود، تشخیص تفاوت میان اندازهگیری واقعی صفر و قطعشدن کامل مدار دشوار میشد. در حلقه 4 تا 20 میلیآمپر، جریان بسیار پایین یا صفر معمولاً میتواند نشانه قطع تغذیه، پارگی کابل یا خرابی حلقه باشد. این یکی از دلایل اصلی گسترش این استاندارد در ابزار دقیق صنعتی است.
ترانسمیتر RTD برای دریافت سیگنال سنسورهای مقاومتی دما طراحی شده است. PT100 یکی از شناختهشدهترین سنسورهای RTD در صنعت محسوب میشود. عدد 100 در نام PT100 به مقاومت اسمی 100 اهم در دمای صفر درجه سانتیگراد اشاره دارد. PT1000 نیز در صفر درجه دارای مقاومت اسمی 1000 اهم است.
RTDها معمولاً به دلیل دقت، تکرارپذیری و پایداری مناسب در اندازهگیریهای صنعتی انتخاب میشوند. بااینحال مقاومت سیمهای اتصال میتواند به مقدار اندازهگیری اضافه شود و خطا ایجاد کند. به همین دلیل PT100 ممکن است بهصورت دو سیمه، سه سیمه یا چهار سیمه به ترانسمیتر متصل شود.
در اتصال دو سیمه، مقاومت هر دو سیم رابط مستقیماً به مقاومت سنسور اضافه میشود. این روش برای کابلهای کوتاه و کاربردهایی که دقت بسیار بالا نیاز ندارند قابلاستفاده است. در اتصال سه سیمه، ترانسمیتر با فرض تقریباً برابر بودن مقاومت سیمها، بخش قابلتوجهی از خطای سیم را جبران میکند. اتصال چهار سیمه دقیقترین روش متداول است و مقاومت هادیها را مستقل از مقاومت سنسور اندازهگیری میکند.
هنگام خرید ترانسمیتر دما برای PT100 باید تعداد سیمهای قابل پشتیبانی، نوع استاندارد سنسور، جریان تحریک، محدوده قابل تنظیم و امکان واردکردن ضرایب اختصاصی سنسور بررسی شود. بعضی ترانسمیترهای پیشرفته امکان واردکردن ضرایب Callendar–Van Dusen یک RTD کالیبرهشده را فراهم میکنند تا منحنی ترانسمیتر با رفتار واقعی همان سنسور تطبیق داده شود.
ترموکوپل از اتصال دو فلز یا آلیاژ متفاوت ساخته میشود. اختلاف دما میان محل اندازهگیری و اتصال مرجع باعث تولید نیروی محرکه الکتریکی یا ولتاژ ترموالکتریکی میشود. مقدار این ولتاژ معمولاً کوچک است و براساس نوع ترموکوپل و دما تغییر میکند.
انواع K، J، T، E، N، R، S و B از ترموکوپلهای متداول هستند. هر نوع، جنس هادی، حساسیت، محدوده دمایی و مقاومت متفاوتی در برابر شرایط محیطی دارد. استاندارد IEC 60584-1 توابع مرجع و تلرانس انواع حرفی ترموکوپل را تعیین میکند. کابلهای افزایشی و جبرانی ترموکوپل نیز باید با نوع ترموکوپل سازگار باشند؛ مشخصات این کابلها در IEC 60584-3 پوشش داده شده است.
ترانسمیتر ترموکوپل باید قابلیت جبران اتصال سرد یا Cold Junction Compensation داشته باشد. ولتاژ ترموکوپل نشاندهنده اختلاف دمای اتصال گرم و اتصال مرجع است؛ بنابراین ترانسمیتر دمای ترمینالهای ورودی را اندازهگیری کرده و اثر آن را در محاسبات جبران میکند. قرارگرفتن ترانسمیتر در معرض تغییرات سریع یا گرادیان شدید دمای محیط میتواند دقت جبران اتصال سرد را کاهش دهد.
هنگام سیمبندی باید قطب مثبت و منفی ترموکوپل رعایت شود. استفاده از کابل مسی معمولی بهجای کابل جبرانی مناسب، جابهجایی قطبها یا ایجاد اتصالات ناخواسته از فلزات متفاوت میتواند باعث خطای جدی شود. همچنین نوع ترموکوپل تنظیمشده در ترانسمیتر باید دقیقاً با سنسور نصبشده مطابقت داشته باشد.
ترانسمیتر دمای یونیورسال میتواند برای چند نوع سنسور مختلف پیکربندی شود. ورودی این دستگاهها ممکن است RTD، ترموکوپل، مقاومت، پتانسیومتر یا میلیولت را بپذیرد. انعطافپذیری بالا باعث میشود تعداد قطعات یدکی مورد نیاز در انبار کاهش پیدا کند و یک مدل برای کاربردهای مختلف استفاده شود.
برای نمونه، برخی temperature transmitterهای صنعتی میتوانند ورودیهای RTD، ترموکوپل، مقاومت و میلیولت را دریافت کرده و خروجی مقیاسپذیر 4 تا 20 میلیآمپر ارائه دهند. در مدلهای هوشمند، انتخاب نوع سنسور، محدوده دما و سایر تنظیمات از طریق نرمافزار، ارتباط HART یا رابط بیسیم انجام میشود.
یونیورسالبودن به معنی یکسانبودن عملکرد دستگاه در همه محدودهها نیست. دقت پایه، حداقل Span و خطای اتصال سرد ممکن است برای انواع ورودی متفاوت باشد. بنابراین دیتاشیت باید برای همان سنسور و محدوده مورد نظر بررسی شود، نه اینکه فقط عبارت Universal Input مبنای انتخاب قرار بگیرد.
ترانسمیتر هدمونت یا Head-mounted داخل کلگی سنسور دما نصب میشود. این طراحی باعث میشود سیگنال ضعیف سنسور در نزدیکترین محل ممکن به سنسور به جریان استاندارد تبدیل شود. در نتیجه طول کابل حامل سیگنال خام کاهش پیدا میکند و حساسیت سیستم نسبت به نویز کمتر میشود. بسیاری از ترانسمیترهای هدمونت مطابق فرم استاندارد کلگی نوع B طراحی میشوند. محصولات مختلف Siemens، WIKA، Emerson، Endress+Hauser و ABB در نسخههای هدمونت عرضه میشوند. برای مثال، SITRANS TH320 و TH420 برای نصب در کلگیهای اتصال نوع B یا بزرگتر طراحی شدهاند و بعضی مدلهای WIKA و Rosemount نیز در نسخه هد و ریل ارائه میشوند. هنگام استفاده از مدل هدمونت باید دمای داخل کلگی بررسی شود. اگر سنسور روی یک کوره، دیگ یا خط بسیار داغ نصب شده باشد، انتقال حرارت میتواند دمای محیط ترانسمیتر را از حد مجاز بالاتر ببرد. استفاده از طول گردن مناسب، انتخاب کلگی بزرگتر یا نصب ترانسمیتر در فاصله دورتر میتواند راهحل مناسبتری باشد.
ترانسمیتر ریلمونت روی ریل DIN در تابلو برق یا جعبه کنترل نصب میشود. در این حالت کابل سنسور تا تابلو ادامه پیدا میکند و تبدیل سیگنال در داخل تابلو انجام میشود. دسترسی آسان برای تنظیم، تعویض و عیبیابی از مزایای اصلی این مدل است. ریلمونت برای نقاطی مناسب است که شرایط محیطی محل سنسور برای نصب مدار الکترونیکی نامناسب باشد. دمای زیاد، لرزش، رطوبت، مواد خورنده یا محدودیت فضای کلگی میتواند انتخاب ترانسمیتر تابلوئی را توجیه کند. بااینحال در ورودی ترموکوپل باید کابل جبرانی مناسب تا ترانسمیتر ادامه پیدا کند و در RTD نیز تأثیر مقاومت کابل بهدرستی جبران شود.
برخی مدلها بهطور مستقیم برای ریل DIN طراحی شدهاند و بعضی ترانسمیترهای هدمونت با آداپتور روی ریل نصب میشوند. برای مثال، مدل YTA70P یوکوگاوا بهعنوان ترانسمیتر ریلمونت معرفی شده و ورودیهای ترموکوپل، RTD، مقاومت و میلیولت را به خروجی 4 تا 20 میلیآمپر تبدیل میکند.
ترانسمیتر فیلدمونت داخل یک محفظه مقاوم نصب میشود و معمولاً دارای ترمینال، گلند کابل و در برخی مدلها نمایشگر محلی است. این مدل برای نصب مستقیم در محیط صنعتی، فضای باز، مناطق مرطوب یا نقاطی که مشاهده محلی دما لازم است مناسب خواهد بود. بدنه ترانسمیتر ممکن است از آلومینیوم رنگشده، فولاد زنگنزن یا مواد مهندسی ساخته شود. درجه حفاظت IP، مقاومت خوردگی، نوع ورودی کابل، جنس آببندی و تأییدیه مناطق خطرناک باید براساس شرایط محل انتخاب شوند.
قیمت ترانسمیتر دما فیلدمونت معمولاً از یک مدل ساده هدمونت بیشتر است؛ زیرا علاوه بر مدار اندازهگیری، شامل محفظه صنعتی، ترمینالها، نمایشگر احتمالی و تأییدیههای محیطی است. البته مقایسه قیمت باید با توجه به مجموعه کامل مورد نیاز انجام شود؛ زیرا گاهی خرید ترانسمیتر هدمونت به همراه کلگی، نمایشگر و اتصالات جداگانه هزینهای نزدیک به مدل فیلدمونت ایجاد میکند.
عبارت دو، سه و چهار سیمه ممکن است به دو موضوع متفاوت اشاره کند و همین مسئله گاهی باعث اشتباه میشود. موضوع اول تعداد سیمهای اتصال سنسور RTD به ترانسمیتر است و موضوع دوم تعداد سیمهای تغذیه و خروجی خود ترانسمیتر. بنابراین هنگام خواندن دیتاشیت باید مشخص شود عدد مورد نظر به کدام بخش مربوط است.
ترانسمیتر دو سیمه یا Loop-powered معمولاً از همان دو سیم خروجی 4 تا 20 میلیآمپر تغذیه میشود. منبع تغذیه، ترانسمیتر و ورودی سیستم کنترل بهصورت سری در یک حلقه قرار میگیرند. این طراحی بسیار متداول است و سیمکشی را ساده میکند.
در ترانسمیتر سه سیمه معمولاً یک سیم مشترک، یک سیم تغذیه و یک سیم خروجی وجود دارد. این مدلها در برخی تجهیزات با خروجی ولتاژی یا جریان فعال دیده میشوند. در ترانسمیتر چهار سیمه، دو سیم برای تغذیه و دو سیم برای خروجی استفاده میشوند. مدل چهار سیمه میتواند خروجی فعال و تغذیه مستقل داشته باشد، اما هزینه کابلکشی بیشتری ایجاد میکند.
در سمت سنسور، PT100 دو سیمه، سه سیمه و چهار سیمه به روشهای متفاوتی به ورودی متصل میشود. PT100 سه سیمه متداولترین انتخاب صنعتی است؛ زیرا تعادل مناسبی میان دقت، هزینه کابل و سادگی نصب ایجاد میکند. برای آزمایشگاه، کالیبراسیون مرجع یا اندازهگیریهای بسیار دقیق، اتصال چهار سیمه گزینه مطلوبتری است.
خروجی 4 تا 20 میلیآمپر یکی از رایجترین استانداردهای انتقال سیگنال آنالوگ در ابزار دقیق است. در این روش، پایینترین مقدار محدوده با 4 میلیآمپر و بالاترین مقدار با 20 میلیآمپر نمایش داده میشود. هر مقدار میانی نیز بهصورت خطی میان این دو نقطه قرار میگیرد. مهمترین مزیت این خروجی، قابلیت انتقال در مسافت نسبتاً طولانی و مقاومت مناسب در برابر نویز است. از آنجا که متغیر اصلی جریان است، مقاومت معمول سیم تا زمانی که باعث کاهش بیش از حد ولتاژ در دسترس ترانسمیتر نشود، مقدار اندازهگیری را تغییر نمیدهد. در مقابل، یک سیگنال ولتاژی ضعیف میتواند بیشتر تحت تأثیر افت ولتاژ و اختلاف پتانسیل زمین قرار بگیرد.
برای طراحی حلقه باید مجموع مقاومت بارها و کابل محاسبه شود. منبع تغذیه باید ولتاژ کافی برای افت ولتاژ روی ورودی PLC، مقاومتهای حفاظتی، ایزولاتور، نمایشگر و خود ترانسمیتر فراهم کند. اگر ولتاژ باقیمانده از حداقل ولتاژ کاری ترانسمیتر کمتر شود، خروجی ممکن است به 20 میلیآمپر نرسد یا اندازهگیری ناپایدار شود. در سیستمهای HART معمولاً یک مقاومت مناسب در حلقه برای ایجاد ولتاژ ارتباطی مورد نیاز است. مقدار دقیق مقاومت و محدودیت بار باید از دیتاشیت ترانسمیتر، منبع تغذیه و تجهیز ارتباطی بررسی شود. انتخاب منبع 24 ولت DC بهتنهایی تضمین نمیکند که حلقه در هر شرایطی بهدرستی کار کند.
HART یک روش ارتباط دیجیتال است که در بسیاری از تجهیزات ابزار دقیق همراه با سیگنال آنالوگ 4 تا 20 میلیآمپر استفاده میشود. مقدار اصلی فرایند همچنان از طریق جریان منتقل میشود، اما اطلاعات دیجیتال نیز روی همان زوج سیم مبادله میگردد. به این ترتیب سیستمهای قدیمی میتوانند مقدار 4 تا 20 میلیآمپر را دریافت کنند و همزمان ابزارهای سازگار با HART به تنظیمات و اطلاعات تشخیصی دسترسی داشته باشند. با HART میتوان نوع سنسور، محدوده اندازهگیری، واحد دما، زمان فیلتر، تگ تجهیز و جهت آلارم را تنظیم کرد. همچنین امکان مشاهده مقدار دیجیتال دما، جریان خروجی، وضعیت سنسور، خطاهای داخلی و اطلاعات شناسنامهای دستگاه وجود دارد.
کالیبراسیون ترانسمیتر HART تنها با تنظیم خروجی 4 تا 20 میلیآمپر کامل نمیشود. برای بررسی صحیح، به منبع یا شبیهساز دمای دقیق، اندازهگیری جریان و ابزار ارتباط HART نیاز است. پس از اعمال ورودی مرجع، ممکن است تریم سنسور، تریم خروجی یا هر دو براساس دستورالعمل سازنده انجام شوند. در زمان خرید ترانسمیتر دما HART باید نسخه پروتکل، فایلهای DTM یا DD، سازگاری با سیستم مدیریت دارایی و امکانات تشخیصی بررسی شوند. وجود عبارت HART لزوماً به این معنی نیست که همه مدلها امکانات یکسانی دارند.
در شبکههای دیجیتال فرایندی، مقدار اندازهگیری، وضعیت تجهیز و اطلاعات تشخیصی بهصورت دیجیتال منتقل میشود. PROFIBUS PA و FOUNDATION Fieldbus از پروتکلهایی هستند که در بعضی ترانسمیترهای دما ارائه میشوند. این تجهیزات میتوانند در کنار انتقال مقدار دما، متغیرهای ثانویه، اطلاعات سنسور و وضعیت سلامت دستگاه را نیز در اختیار سیستم کنترل قرار دهند.
برخی ترانسمیترهای پیشرفته مانند ABB TTH300 یا خانواده Rosemount 644 در نسخههایی با HART، PROFIBUS PA یا FOUNDATION Fieldbus عرضه میشوند. انتخاب پروتکل باید مطابق معماری سیستم کنترل، تجهیزات نصبشده، دانش تیم نگهداری و استاندارد پروژه انجام شود. شبکه دیجیتال میتواند حجم اطلاعات بیشتری را منتقل کند، اما طراحی، راهاندازی و عیبیابی آن نیازمند رعایت اصول مخصوص شبکه است. طول سگمنت، ترمیناتورها، کوپلرها، منبع تغذیه شبکه، شیلدینگ و سازگاری فایلهای دستگاه باید بررسی شوند. بنابراین انتخاب فیلدباس فقط براساس مدرنبودن فناوری تصمیم مناسبی نیست.
اولین مشخصه، نوع سنسورهای قابل اتصال است. دستگاه ممکن است فقط برای PT100، فقط برای ترموکوپل یا بهصورت یونیورسال طراحی شده باشد. در ورودی ترموکوپل باید انواع پشتیبانیشده و در ورودی RTD باید استاندارد منحنی، تعداد سیم و مقدار مقاومت بررسی شود. اگر در آینده احتمال تغییر سنسور وجود دارد، یک temperature transmitter یونیورسال انعطاف بیشتری فراهم میکند. بااینحال برای یک کاربرد ساده و پرتعداد، مدل اختصاصی ممکن است اقتصادیتر باشد.
محدوده سنسور با محدوده قابل تنظیم ترانسمیتر تفاوت دارد. ممکن است یک ترانسمیتر از PT100 در محدوده گستردهای پشتیبانی کند، اما کاربر خروجی را فقط برای صفر تا 100 درجه تنظیم نماید. این محدوده تنظیمشده را Range یا محدوده کالیبرهشده مینامند. محدوده انتخابی باید تمام شرایط عادی، راهاندازی، شستوشو و حالتهای غیرعادی فرایند را پوشش دهد. انتخاب محدوده بسیار باز رزولوشن مؤثر سیستم را کاهش میدهد، درحالیکه محدوده بیش از حد محدود میتواند باعث اشباع خروجی شود.
بعضی ترانسمیترها اجازه نمیدهند اختلاف URV و LRV از مقدار معینی کمتر شود. این ویژگی با عنوان Minimum Span یا حداقل گستره اندازهگیری در دیتاشیت ذکر میشود. برای اندازهگیری یک بازه کوچک، مانند 20 تا 30 درجه سانتیگراد، باید مطمئن شد ترانسمیتر توانایی تنظیم Span ده درجه را دارد. هرچه Span کوچکتر باشد، خطاهای ثابت ترانسمیتر سهم بیشتری از درصد محدوده را تشکیل میدهند. بنابراین دقت دستگاه باید هم برحسب درصد Span و هم برحسب مقدار ثابت دما بررسی شود.
دقت ترانسمیتر نشان میدهد خروجی دستگاه تا چه اندازه به مقدار واقعی ورودی نزدیک است. سازندگان ممکن است دقت را برحسب درجه سانتیگراد، درصد Span، درصد قرائت یا ترکیبی از آنها اعلام کنند. برای مقایسه، همه اجزای فرمول باید در محدوده واقعی پروژه محاسبه شوند. دقت پایه ترانسمیتر تنها یکی از اجزای خطای حلقه دما است. کلاس سنسور، خطای سیم، خطای اتصال سرد، نصب نامناسب، انتقال حرارت، عمق غوطهوری، ترموول و خطای کارت ورودی PLC نیز بر نتیجه اثر دارند. بنابراین خرید یک ترانسمیتر بسیار دقیق در کنار سنسور ضعیف یا نصب نامناسب الزاماً باعث اندازهگیری دقیق نمیشود.
تکرارپذیری توانایی دستگاه برای ارائه نتایج نزدیک به هم در شرایط یکسان است. یک ترانسمیتر ممکن است دارای خطای آفست باشد، اما تکرارپذیری خوبی نشان دهد. در کنترل فرایند، تکرارپذیری مناسب برای حفظ ثبات محصول اهمیت زیادی دارد. تکرارپذیری را نباید با دقت مطلق یکسان دانست. کالیبراسیون میتواند بخشی از خطای ثابت را اصلاح کند، اما ناپایداری و تکرارپذیری ضعیف معمولاً مشکل جدیتری هستند.
Drift به تغییر تدریجی عملکرد ترانسمیتر در طول زمان گفته میشود. تغییر خصوصیات قطعات الکترونیکی، تنش حرارتی، رطوبت، ارتعاش و فرسودگی میتوانند باعث جابهجایی خروجی شوند. سازندگان ممکن است پایداری را بهصورت درصدی از Span در چند ماه یا چند سال اعلام کنند. برای نقاط حساس، این مشخصه بر فاصله زمانی کالیبراسیون و هزینه نگهداری اثر میگذارد. مدلی با قیمت اولیه بیشتر اما پایداری بهتر ممکن است در طول عمر پروژه اقتصادیتر باشد.
ترانسمیتر در دمای محیطهای مختلف عملکرد کاملاً یکسانی ندارد. مشخصه Ambient Temperature Effect نشان میدهد تغییر دمای الکترونیک چه مقدار خطا ایجاد میکند. این موضوع در تجهیزات نصبشده نزدیک کوره، در فضای باز یا داخل تابلوهای گرم اهمیت بیشتری دارد. برای ترموکوپل، دمای محیط علاوه بر الکترونیک بر جبران اتصال سرد نیز اثر میگذارد. جلوگیری از گرادیان شدید دما در ترمینالهای ورودی و انتخاب محل مناسب نصب میتواند خطا را کاهش دهد.
زمان پاسخ نشان میدهد خروجی ترانسمیتر با چه سرعتی تغییر ورودی را دنبال میکند. فیلتر دیجیتال، زمان نمونهبرداری و پردازش داخلی میتوانند باعث تأخیر شوند. بااینحال در بسیاری از مجموعهها، کندترین جزء سنسور یا ترموول است، نه خود ترانسمیتر. افزودن ترموول برای حفاظت مکانیکی و امکان تعویض سنسور مفید است، اما جرم حرارتی و فاصله میان سنسور و سیال میتواند پاسخ را کند کند. سازندگان تجهیزات اندازهگیری نیز تأکید میکنند که استفاده از ترموول میتواند زمان پاسخ را افزایش دهد و طراحی مناسب برای فرایندهای سریع اهمیت دارد.
ترانسمیترهای دو سیمه معمولاً در یک محدوده مشخص DC کار میکنند. حداقل ولتاژ کاری باید پس از کسر افت ولتاژ تمام اجزای حلقه در اختیار ترانسمیتر باقی بماند. حداکثر ولتاژ نیز نباید از مقدار مجاز بیشتر شود. در محاسبه باید حالت جریان 20 میلیآمپر یا جریان آلارم در نظر گرفته شود؛ زیرا افت ولتاژ روی مقاومت حلقه در جریان بالاتر بیشتر است. طول کابل، سطح مقطع هادی و مقاومت ورودی PLC نیز باید وارد محاسبات شوند.
مقاومت بار مجاز تابع ولتاژ تغذیه و حداقل ولتاژ مورد نیاز ترانسمیتر است. اگر مجموع مقاومت ورودی PLC، نمایشگر، ایزولاتور، کابل و سایر تجهیزات از حد مجاز بیشتر شود، ترانسمیتر نمیتواند جریان کامل تولید کند. برای سیستم HART علاوه بر حداکثر بار، حداقل امپدانس لازم برای ارتباط نیز باید رعایت شود. مقدار دقیق از دفترچه سازنده استخراج میشود.
ایزولاسیون مناسب میتواند از جریانهای ناخواسته زمین و انتقال اضافهولتاژ جلوگیری کند. مشخصه ایزولاسیون معمولاً برحسب ولتاژ آزمون میان ورودی، خروجی و بدنه اعلام میشود. در پروژههای حساس باید تفاوت میان جداسازی عملکردی، ایزولاسیون گالوانیکی و ایزولاسیون تأییدشده برای ایمنی بررسی شود. صرف درج کلمه Isolated بدون مطالعه جزئیات دیتاشیت کافی نیست.
درجه IP مقاومت محفظه در برابر ورود اجسام جامد و آب را مشخص میکند. یک ترانسمیتر هدمونت ممکن است بهتنهایی IP بالایی نداشته باشد و حفاظت نهایی آن به کلگی و گلندها وابسته باشد. مدل فیلدمونت معمولاً دارای درجه حفاظت مشخص برای مجموعه کامل است. در نصب فضای باز، باران، شستوشوی صنعتی، گردوغبار و میعان داخلی باید در نظر گرفته شوند. ورود آب از مسیر کابل یکی از خطاهای رایج است؛ بنابراین جهت گلند، حلقه تخلیه آب و سفتی آببندیها اهمیت دارند.
در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و بعضی فرایندهای شیمیایی، ترانسمیتر ممکن است در محیط دارای گاز، بخار یا گردوغبار قابلاشتعال نصب شود. در این شرایط باید مدل دارای تأییدیه متناسب با Zone، گروه گازی، کلاس دمایی و روش حفاظت انتخاب شود. روشهای ذاتاً ایمن، ضدانفجار یا سایر روشهای حفاظتی الزامات سیمبندی متفاوتی دارند. انتخاب بریر، ایزولاتور، گلند، کابل و بدنه باید بخشی از طراحی یکپارچه باشد. وجود یک تأییدیه روی ترانسمیتر بهتنهایی به معنی ایمنبودن کل حلقه نیست.
در حلقههای ایمنی ممکن است ترانسمیتر دارای تأییدیه SIL براساس IEC 61508 مورد نیاز باشد. SIL صرفاً یک ویژگی تبلیغاتی نیست و استفاده صحیح از تجهیز نیازمند بررسی گواهی، نرخ خرابی، معماری حلقه، Proof Test و محدودیتهای کاربرد است. بعضی ترانسمیترهای دوکاناله برای کاربردهای ایمنی، تشخیص اختلاف دو سنسور یا ادامه اندازهگیری با سنسور پشتیبان طراحی شدهاند. برای نمونه، بعضی محصولات دارای گواهی SIL 2 و قابلیتهای تشخیصی مطابق NAMUR NE 107 هستند.
سنسور دما عنصر حساس به دما است. PT100، PT1000، ترموکوپل، ترمیستور و سنسور نیمههادی نمونههایی از حسگر دما هستند. خروجی سنسور ممکن است مقاومت، ولتاژ یا یک سیگنال دیجیتال باشد. ترانسمیتر دما سیگنال سنسور را پردازش و به فرمت استاندارد تبدیل میکند. بنابراین ترانسمیتر بدون سنسور چیزی برای اندازهگیری ندارد، مگر آنکه ورودی آن توسط کالیبراتور شبیهسازی شود. در مقابل، سنسور ممکن است بدون ترانسمیتر به یک کارت RTD یا TC اختصاصی متصل شود. در بازار گاهی مجموعه کامل سنسور، ترموول، کلگی و ترانسمیتر نیز با عنوان کلی temperature transmitter فروخته میشود. هنگام استعلام باید دقیقاً مشخص شود قیمت اعلامشده مربوط به برد ترانسمیتر، مجموعه سنسور و ترانسمیتر یا یک اسمبلی کامل با ترموول است.
ترانسمیتر وظیفه اندازهگیری و انتقال مقدار دما را دارد. کنترلر دما مقدار اندازهگیریشده را با نقطه تنظیم مقایسه کرده و براساس الگوریتمی مانند ON/OFF یا PID فرمان کنترلی صادر میکند. برخی کنترلرها ورودی مستقیم ترموکوپل یا PT100 دارند و خروجی رله، SSR یا 4 تا 20 میلیآمپر ارائه میدهند. این تجهیزات در تابلوهای کنترل دما، کوره و دستگاههای تولیدی استفاده میشوند. ترانسمیتر معمولاً خروجی فرمان مستقیم برای هیتر ندارد. در یک سیستم صنعتی ممکن است سنسور به ترانسمیتر متصل شود، خروجی ترانسمیتر وارد PLC گردد و PLC براساس منطق کنترلی، فرمان شیر یا هیتر را صادر کند. تفکیک این وظایف باعث انعطاف بیشتر سیستم میشود.
ترنسدیوسر اصطلاحی عمومی برای تجهیزی است که یک نوع انرژی یا کمیت را به نوع دیگری تبدیل میکند. از این دیدگاه، سنسور و ترانسمیتر میتوانند نوعی ترنسدیوسر محسوب شوند. بااینحال در ادبیات ابزار دقیق، ترانسمیتر معمولاً تجهیزی است که سیگنال استاندارد قابل انتقال تولید میکند. برخی تولیدکنندگان از عبارت Temperature Transducer برای مبدلهای ساده دما به ولتاژ یا جریان استفاده میکنند. به همین دلیل بهجای تکیه بر نام، باید ورودی، خروجی، تغذیه، دقت و قابلیت تنظیم دستگاه بررسی شود.
در یک حلقه دو سیمه معمولی، قطب مثبت منبع تغذیه به ترمینال مثبت ترانسمیتر متصل میشود. ترمینال منفی ترانسمیتر به ورودی مثبت کارت آنالوگ یا نمایشگر وصل میگردد و خروجی منفی کارت به منفی منبع تغذیه بازمیگردد. تمام اجزای حلقه باید بهصورت سری قرار بگیرند. اشتباه در قطببندی ممکن است باعث کارنکردن دستگاه شود. برخی ترانسمیترها حفاظت معکوس دارند، اما نباید بر وجود این حفاظت بدون بررسی دیتاشیت تکیه کرد. قبل از روشنکردن مدار، ولتاژ منبع و نوع ورودی کارت PLC باید کنترل شود.
کارت ورودی ممکن است Active یا Passive باشد. اگر کارت خودش تغذیه حلقه را فراهم کند، اتصال یک منبع خارجی اضافی میتواند مشکل ایجاد کند. اگر کارت Passive باشد، حلقه به منبع خارجی نیاز دارد. نقشه سازنده PLC و ترانسمیتر باید مبنای سیمبندی قرار گیرد. برای اندازهگیری جریان با مولتیمتر، آمپرمتر باید بهصورت سری وارد حلقه شود. اتصال آمپرمتر بهصورت موازی میتواند موجب اتصال کوتاه شود. استفاده از ترمینالهای تست یا کالیبراتور حلقه، عیبیابی را ایمنتر و سریعتر میکند.
در PT100 دو سیمه، دو هادی به دو طرف عنصر مقاومتی متصل میشوند. ترمینالهای اضافی ترانسمیتر ممکن است طبق نقشه نیازمند جامپر باشند. روش دقیق در برندهای مختلف متفاوت است و نباید بدون نقشه ترمینالبندی اقدام کرد. در PT100 سه سیمه، معمولاً دو سیم همرنگ به یک سمت عنصر و سیم سوم به سمت دیگر متصل است. ترانسمیتر با مقایسه مسیرها، مقاومت سیم را جبران میکند. اگر مقاومت دو سیم همرنگ به دلیل طول، سطح مقطع یا کیفیت اتصال متفاوت باشد، جبران کامل انجام نمیشود.
در PT100 چهار سیمه، دو سیم برای اعمال جریان و دو سیم برای اندازهگیری ولتاژ استفاده میشوند. جریان عبوری از سیمهای اندازهگیری بسیار ناچیز است و در نتیجه افت ولتاژ آنها اثر محدودی دارد. این روش برای بالاترین دقت مناسبتر است. اتصال شل، خوردگی ترمینال و استفاده از کابل نامناسب میتواند مقاومت اضافی و ناپایدار ایجاد کند. در اندازهگیریهای دقیق باید تمام اتصالات تمیز، محکم و متناسب با جریان و محیط باشند.
هر نوع ترموکوپل باید با کابل افزایشی یا جبرانی متناسب ادامه داده شود. رنگبندی سیمهای ترموکوپل در استانداردهای مختلف ممکن است متفاوت باشد؛ بنابراین تشخیص قطب فقط براساس رنگ بدون دانستن استاندارد کابل قابل اعتماد نیست. جابجایی قطب مثبت و منفی معمولاً باعث حرکت دما در جهت اشتباه یا نمایش مقدار غیرمنطقی میشود. برای مثال، با گرمکردن محل اتصال ممکن است مقدار نمایشدادهشده کاهش پیدا کند. این نشانه میتواند به معکوسبودن سیمها مربوط باشد.
ترمینالهای ترموکوپل باید تا حد امکان در دمای یکنواخت قرار بگیرند. قرارگرفتن یک ترمینال نزدیک منبع گرما و دیگری در محیط سردتر میتواند جبران اتصال سرد را مختل کند. استفاده از ترمینال یا کانکتور نامتناسب نیز ممکن است اتصالهای ترموالکتریکی ناخواسته ایجاد کند. کابل ترموکوپل نباید بدون ملاحظه از کنار کابلهای قدرت، موتور، کنتاکتور یا اینورتر عبور کند. جداسازی مسیر، شیلدینگ صحیح و اتصال زمین مطابق طراحی میتواند نویز را کاهش دهد.
کیفیت نصب بهاندازه مشخصات خود دستگاه اهمیت دارد. بهترین ترانسمیتر نیز اگر به سنسور نامناسب، کابل ضعیف یا ترموول اشتباه متصل شود، نتیجه دقیقی ارائه نخواهد داد. پیش از نصب باید محدوده دما، فشار فرایند، سرعت سیال، ارتعاش، خوردگی و شرایط محیطی بررسی شوند. سنسور باید عمق غوطهوری مناسبی داشته باشد تا دمای واقعی سیال را حس کند. اگر نوک سنسور بیش از حد به دیواره لوله نزدیک باشد، انتقال حرارت از محیط یا بدنه میتواند مقدار اندازهگیری را منحرف کند. در لولههای کوچک ممکن است نصب در زانویی یا با زاویه مناسب برای دستیابی به عمق مؤثر ضروری باشد.
ترموول باید از نظر جنس، طول، قطر، نوع اتصال و مقاومت مکانیکی برای فرایند مناسب باشد. در خطوط با سرعت بالا، تحلیل تنش و فرکانس گردابهای اهمیت پیدا میکند. انتخاب ترموول فقط براساس طول رزوه میتواند خطر شکست مکانیکی ایجاد کند. ترانسمیتر نباید در معرض دمای محیط بالاتر از محدوده مجاز قرار بگیرد. مسیر کابل باید بهگونهای باشد که آب به داخل محفظه هدایت نشود. در فضای باز، ایجاد Drip Loop قبل از گلند مانع حرکت مستقیم آب روی کابل به داخل محفظه میشود. شیلد کابل معمولاً براساس طراحی سیستم در یک نقطه به زمین متصل میشود تا از ایجاد حلقه زمین جلوگیری شود. بااینحال قوانین اتصال شیلد در سیستمهای مختلف، بهخصوص فیلدباس و مناطق خطرناک، متفاوت است و باید از مدارک پروژه پیروی کرد.
ترموول یک غلاف مکانیکی است که سنسور دما داخل آن قرار میگیرد. این قطعه از سنسور در برابر فشار، خوردگی، سایش و جریان مستقیم سیال محافظت میکند و امکان تعویض سنسور بدون تخلیه فرایند را فراهم میسازد. مزیت مکانیکی ترموول با یک محدودیت حرارتی همراه است. گرما باید ابتدا از سیال به دیواره ترموول و سپس به سنسور منتقل شود. ضخامت، جنس، قطر و فاصله هوایی داخل ترموول میتوانند زمان پاسخ را افزایش دهند.
استفاده از خمیر یا ماده انتقال حرارت سازگار در بعضی کاربردها تماس حرارتی را بهتر میکند، اما باید با دما، فرایند و دستورالعمل سازنده سازگار باشد. وجود رسوب روی سطح ترموول نیز مانند یک لایه عایق عمل میکند. در فرایندهایی که تغییر دما سریع است، باید زمان پاسخ کل اسمبلی شامل ترموول، سنسور و ترانسمیتر بررسی شود. تولیدکنندگان برای برخی سنسورها و ترموولهای سریع، مقادیر t50 یا t90 را ارائه میکنند. این مقادیر زمان رسیدن پاسخ به درصد مشخصی از تغییر نهایی را نشان میدهند.
کالیبراسیون یعنی مقایسه عملکرد تجهیز با یک مرجع معتبر و تعیین میزان خطا. در ترانسمیتر دما میتوان فقط بخش الکترونیکی را با شبیهسازی سنسور بررسی کرد یا کل مجموعه سنسور و ترانسمیتر را داخل منبع دمای مرجع قرار داد. برای کالیبراسیون الکترونیکی PT100، کالیبراتور مقدار مقاومت متناظر با چند نقطه دما را شبیهسازی میکند. برای ترموکوپل نیز کالیبراتور ولتاژ متناظر با نوع TC را همراه با تنظیم جبران اتصال سرد تولید میکند. خروجی 4 تا 20 میلیآمپر در هر نقطه اندازهگیری و با مقدار مورد انتظار مقایسه میشود.
کالیبراسیون کامل یا Loop Calibration شامل سنسور، ترانسمیتر، کابل و گاهی ورودی PLC است. سنسور در یک Dry Block، حمام دمایی یا منبع کالیبراسیون قرار میگیرد و مقدار مرجع با خروجی سیستم مقایسه میشود. این روش خطاهای سنسور و انتقال حرارت را نیز آشکار میکند. ابزارهای کالیبراسیون دما میتوانند RTD و ترموکوپل را شبیهسازی، حلقه 4 تا 20 میلیآمپر را اندازهگیری و در بعضی مدلها تغذیه 24 ولت حلقه را فراهم کنند. شرکت Fluke نیز برای بررسی ترانسمیتر دما، ابزارهایی با قابلیت اندازهگیری جریان، تأمین Loop Power و شبیهسازی سنسور معرفی میکند.
فاصله زمانی کالیبراسیون عدد ثابتی برای همه تجهیزات نیست. حساسیت فرایند، سابقه Drift، شرایط محیطی، الزامات کیفیت، توصیه سازنده و نتایج کالیبراسیونهای قبلی باید در تعیین دوره استفاده شوند. اگر دستگاه در چند دوره متوالی پایدار باشد، ممکن است با ارزیابی ریسک فاصله افزایش یابد. در صورت مشاهده Drift یا قرارگرفتن تجهیز در شرایط سخت، دوره باید کوتاهتر شود.
کالیبراسیون به معنی مقایسه و ثبت خطا است و الزاماً شامل تغییر تنظیمات نمیشود. تنظیم یا Adjustment عملی است که برای کاهش خطا انجام میشود. پس از تنظیم باید کالیبراسیون مجدد صورت گیرد تا عملکرد نهایی تأیید شود. در ترانسمیترهای هوشمند، Sensor Trim برای اصلاح تبدیل ورودی سنسور و Output Trim برای اصلاح خروجی جریان استفاده میشود. این دو مفهوم با تغییر Range متفاوت هستند. تغییر محدوده فقط نقاط متناظر با 4 و 20 میلیآمپر را تعریف میکند و خطای اندازهگیری داخلی را الزاماً اصلاح نمیکند. اعمال تریم اشتباه میتواند عملکرد دستگاه را بدتر کند. تریم باید با مرجع معتبر، روش مشخص و در نقاط توصیهشده سازنده انجام شود. ثبت وضعیت قبل و بعد از تنظیم نیز برای قابلیت ردیابی اهمیت دارد.
اگر ترانسمیتر برای PT100 تنظیم شده باشد اما سنسور دیگری به آن متصل شود، مقدار نمایشدادهشده صحیح نخواهد بود. همین موضوع برای نوع ترموکوپل نیز صدق میکند. ترموکوپل K و J منحنی یکسانی ندارند و استفاده از تنظیم اشتباه خطای وابسته به دما ایجاد میکند.
در کابلهای بلند، اتصال دو سیمه PT100 میتواند خطای قابلتوجهی ایجاد کند. مقاومت کابل با دمای محیط نیز تغییر میکند و ممکن است خطا ثابت نباشد. استفاده از سه یا چهار سیم، جبران بهتری فراهم میکند.
استفاده از کابل مسی یا کابل جبرانی مربوط به نوع دیگری از ترموکوپل یکی از خطاهای رایج است. محل تغییر جنس کابل نیز میتواند اتصال مرجع جدیدی ایجاد کند. کابل، کانکتور و ترمینال باید با نوع TC سازگار باشند.
ترانسمیتر ترموکوپل برای جبران اتصال سرد به دمای ترمینالها وابسته است. تابش مستقیم گرما، جریان هوای سرد یا مجاورت با قطعات داغ میتواند دمای ترمینالها را غیریکنواخت کند و خطا ایجاد نماید.
رطوبت میتواند مقاومت عایقی را کاهش دهد، باعث خوردگی ترمینالها شود و اندازهگیری سیگنالهای ضعیف را مختل کند. آب معمولاً از گلند نامناسب، درپوش شل یا حرکت روی کابل وارد محفظه میشود.
اتصال شیلد در چند نقطه یا وجود اختلاف پتانسیل میان زمینها میتواند جریان ناخواسته ایجاد کند. این جریان ممکن است بهصورت نویز، آفست یا نوسان در خروجی ظاهر شود. ایزولاسیون گالوانیکی و طراحی صحیح زمین راهحلهای متداول هستند.
انتخاب محدوده بسیار بزرگ باعث میشود بخش کوچکی از خروجی برای تغییرات واقعی فرایند استفاده شود. برای مثال، اگر دمای فرایند فقط بین 20 تا 80 درجه تغییر میکند، تنظیم ترانسمیتر روی 200- تا 800 درجه انتخاب مناسبی نیست، مگر آنکه دلیل فرایندی مشخصی وجود داشته باشد.
سنسوری که بهاندازه کافی داخل سیال قرار نگرفته باشد ممکن است تحت تأثیر دمای بدنه، محیط یا اتصال فرایندی قرار بگیرد. این خطا در لولههای کوچک و سنسورهای دارای ساقه ضخیم بیشتر دیده میشود.
اگر خروجی کاملاً صفر است، ابتدا وجود تغذیه، قطببندی و پیوستگی حلقه بررسی شود. ولتاژ دو سر ترانسمیتر و جریان مدار باید با ابزار مناسب اندازهگیری گردد. قطع کابل، فیوز سوخته یا ورودی اشتباه PLC از دلایل احتمالی هستند. اگر خروجی روی مقدار بالا یا پایین ثابت مانده است، ممکن است ترانسمیتر در وضعیت آلارم خرابی سنسور باشد. قطعی RTD یا ترموکوپل، اتصال کوتاه ورودی و تنظیم جهت آلارم باید بررسی شوند. در مدل هوشمند، خواندن کد تشخیصی سریعتر از حدسزدن مشکل است.
اگر مقدار دارای آفست ثابت است، نوع سنسور، مقاومت سیم، تنظیم دو یا سه سیمه، تریم و کالیبراسیون بررسی شود. در ترموکوپل، خطای جبران اتصال سرد و کابل نامناسب نیز احتمال دارد. اگر مقدار نوسان میکند، مسیر کابل، شیلد، اتصال زمین، مجاورت با اینورتر، شلبودن ترمینال و فیلتر دیجیتال بررسی شوند. تغییر ناگهانی مقاومت تماس میتواند در RTD بهصورت پرش دما دیده شود. اگر مقدار واقعی در محل با مقدار اتاق کنترل متفاوت است، باید مشخص شود اختلاف میان نمایشگر محلی و خروجی ترانسمیتر است یا میان خروجی و مقیاس PLC. تنظیم LRV و URV در هر دو سمت، مقاومت ورودی، نوع سیگنال و تبدیل مهندسی PLC کنترل شوند.
در صنعت نفت و گاز، دما برای کنترل مخازن، خطوط انتقال، واحدهای تفکیک، کمپرسورها، مبدلهای حرارتی، هیترها و تجهیزات دوار اندازهگیری میشود. بسیاری از این نقاط در محیطهای خطرناک قرار دارند و ترانسمیتر باید تأییدیه مناسب، بدنه مقاوم و قابلیت تشخیص خرابی داشته باشد. در خطوط فرایندی، دما میتواند برای تصحیح چگالی، محاسبه جریان جبرانی یا حفاظت از تجهیزات استفاده شود. انتخاب سنسور و ترموول باید براساس فشار، سرعت سیال و خوردگی انجام شود. برای حلقههای حفاظتی، ترانسمیتر دارای قابلیت SIL و تشخیص وضعیت سنسور اهمیت بیشتری دارد. در بعضی نقاط از دو سنسور استفاده میشود تا اختلاف آنها مانیتور شود یا در صورت خرابی سنسور اصلی، اندازهگیری پشتیبان ادامه یابد.
واکنشهای شیمیایی ممکن است نسبت به دما بسیار حساس باشند. افزایش کنترلنشده دما میتواند سرعت واکنش را افزایش دهد یا شرایط خطرناک ایجاد کند. به همین دلیل دقت، زمان پاسخ و قابلیت اطمینان حلقه دما در راکتورها اهمیت بالایی دارد. مواد خورنده میتوانند به غلاف سنسور و ترموول آسیب بزنند. انتخاب فولاد زنگنزن، آلیاژهای نیکل، پوششهای خاص یا سایر مواد باید براساس سازگاری شیمیایی انجام شود. در فرایندهای پلیمریزاسیون و واکنشهای سریع، تأخیر حرارتی ترموول میتواند کیفیت کنترل را کاهش دهد. طراحی مکانیکی سریعتر و محل نصب مناسب در این کاربردها اهمیت ویژه دارد.
در نیروگاهها، دمای بخار، آب تغذیه، روغن، یاتاقان، سیمپیچ، دود و تجهیزات جانبی اندازهگیری میشود. دمای بالا، فشار زیاد و ارتعاش از چالشهای این محیط هستند. ترموکوپلها برای محدودههای دمای بالا و PT100 برای نقاطی که دقت و پایداری مهم است استفاده میشوند. انتخاب نهایی به محدوده، سرعت پاسخ، شرایط مکانیکی و استاندارد نیروگاه بستگی دارد. در یاتاقان و ماشینآلات دوار، افزایش دما میتواند نشانه اصطکاک، روانکاری نامناسب یا خرابی باشد. ترانسمیتر سیگنال را به سیستم مانیتورینگ منتقل میکند تا هشدار یا توقف حفاظتی اجرا شود.
دما در پاستوریزاسیون، استریلیزاسیون، پخت، سردخانه، مخازن و خطوط شستوشوی CIP اهمیت دارد. علاوه بر دقت، طراحی بهداشتی، جنس سطح، قابلیت تمیزکاری و سرعت پاسخ نیز مهم هستند. در فرایندهای بهداشتی ممکن است سنسور با اتصال کلمپی و سطح صیقلی استفاده شود. زمان پاسخ سریع برای ثبت دقیق تغییرات دما و اطمینان از رسیدن محصول به شرایط مورد نیاز ضروری است. ترانسمیتر باید در برابر شستوشوی مکرر و رطوبت مقاوم باشد. محفظه، گلند و اتصالات باید بهگونهای انتخاب شوند که آب و مواد شوینده وارد دستگاه نشوند.
در صنعت داروسازی، قابلیت ردیابی، مستندسازی و کالیبراسیون اهمیت زیادی دارد. دما در راکتورها، اتوکلاوها، مخازن، خطوط استریل، انبار و سردخانه کنترل میشود. استفاده از سنسور و ترانسمیتر با پایداری بالا میتواند فاصله کالیبراسیون را قابل مدیریتتر کند، اما برنامه کالیبراسیون باید براساس الزامات کیفیت و ارزیابی ریسک تدوین شود. ثبت شماره سریال، محدوده تنظیم، تاریخ کالیبراسیون و نتایج As Found و As Left برای ممیزی اهمیت دارد. ترانسمیتر هوشمند میتواند مدیریت اطلاعات تجهیز را آسانتر کند.
اندازهگیری دمای کوره، هوای احتراق، گاز خروجی، فلز و تجهیزات خنککننده معمولاً به سنسورهای مقاوم در برابر دمای زیاد نیاز دارد. ترموکوپلهای مناسب دمای بالا و غلافهای سرامیکی یا آلیاژی در این صنایع کاربرد دارند. ترانسمیتر باید در فاصله مناسب از منبع حرارت نصب شود. حتی اگر سنسور برای دمای بسیار بالا طراحی شده باشد، الکترونیک ترانسمیتر معمولاً تحمل همان دما را ندارد. نویز ناشی از تجهیزات قدرت، کوره القایی، موتور و درایو نیز باید در کابلکشی در نظر گرفته شود. استفاده از مسیر جداگانه، شیلد مناسب و ایزولاسیون میتواند پایداری اندازهگیری را بهبود دهد.
در سیستمهای گرمایش، تهویه و سرمایش، دمای آب رفت و برگشت، هوا، بویلر، چیلر و محیط اندازهگیری میشود. برخی سیستمهای HVAC از خروجی 0 تا 10 ولت استفاده میکنند، اما 4 تا 20 میلیآمپر نیز در پروژههای صنعتی و مسیرهای طولانی رایج است. برای دمای کانال هوا، سنسور باید در محل نماینده جریان نصب شود و از نقاط مرده یا نزدیک هیتر فاصله داشته باشد. در لوله آب نیز عمق غوطهوری و تماس حرارتی اهمیت دارد. برای خرید ترانسمیتر دما HVAC باید نوع خروجی سازگار با BMS، محدوده دما، نوع نصب و شرایط محیطی بررسی شود. استفاده از تجهیز بسیار پیشرفته HART در یک سیستم ساده ساختمانی ممکن است توجیه اقتصادی نداشته باشد.
پیش از خرید ترانسمیتر دما باید اطلاعات فرایند بهصورت کامل جمعآوری شود. انتخاب صرفاً براساس برند یا قیمت میتواند باعث ناسازگاری ورودی، خطای اندازهگیری یا دشواری نصب شود. ابتدا نوع سنسور مشخص شود. آیا ورودی PT100 سه سیمه است، PT100 چهار سیمه، ترموکوپل K یا نوع دیگری؟ سپس محدوده واقعی دما، پایینترین و بالاترین مقدار، دمای عادی و شرایط راهاندازی تعیین گردد. نوع خروجی مرحله بعدی است. برای بیشتر سیستمهای متداول، 4 تا 20 میلیآمپر مناسب است. اگر پیکربندی و تشخیص از راه دور نیاز باشد، HART بررسی میشود. در شبکههای دیجیتال موجود نیز ممکن است PROFIBUS PA یا FOUNDATION Fieldbus انتخاب شود.
شکل نصب باید با محیط هماهنگ باشد. هدمونت برای نصب نزدیک سنسور، ریلمونت برای تابلو و فیلدمونت برای محیط صنعتی و نمایش محلی مناسب است. دمای محیط، رطوبت، لرزش و درجه حفاظت نباید نادیده گرفته شوند. دقت مورد نیاز باید در سطح کل حلقه تعریف شود. برای یک فرایند عمومی ممکن است دقت متوسط کافی باشد، اما در داروسازی، آزمایشگاه یا اندازهگیری اختلاف دمای کوچک، پایداری و دقت بالاتر لازم است. در مناطق خطرناک، نوع تأییدیه و پارامترهای ایمنی باید کاملاً با طراحی پروژه مطابقت داشته باشند. عبارت Explosion Proof یا Intrinsically Safe بدون بررسی گواهی، Zone و گروه گازی کافی نیست.
امکان تنظیم نیز اهمیت دارد. بعضی مدلها با کلید یا DIP Switch، بعضی با نرمافزار و رابط USB و برخی از طریق HART یا Bluetooth تنظیم میشوند. ابزار و نرمافزار پیکربندی باید در دسترس تیم نگهداری باشد. در پایان، خدمات پس از فروش، موجودی قطعات، زمان تحویل، گواهی کالیبراسیون، اصالت کالا و دسترسی به دیتاشیت بررسی شود. یک ترانسمیتر ارزان بدون امکان تنظیم یا پشتیبانی ممکن است در زمان خرابی هزینه بیشتری به مجموعه تحمیل کند.
پیش از ثبت سفارش، مشخصات زیر را در استعلام درج کنید:
ارائه این اطلاعات باعث میشود فروشنده مدل مناسب را پیشنهاد دهد و مقایسه قیمت ترانسمیتر دما میان گزینههای واقعاً مشابه امکانپذیر شود.
قیمت ترانسمیتر دما به نوع ورودی و میزان انعطاف دستگاه وابسته است. یک مدل ثابت برای PT100 معمولاً ساختار سادهتری نسبت به یک مدل یونیورسال با پشتیبانی از چند نوع RTD و ترموکوپل دارد. دقت، پایداری و Drift از عوامل مهم دیگر هستند. دستیابی به دقت بالا نیازمند قطعات دقیقتر، کالیبراسیون بهتر و کنترل کیفیت گستردهتر است. به همین دلیل دو ترانسمیتر با ظاهر مشابه میتوانند قیمت بسیار متفاوتی داشته باشند.
پروتکل ارتباطی نیز بر قیمت اثر دارد. مدل ساده 4 تا 20 میلیآمپر معمولاً اقتصادیتر از HART، PROFIBUS PA یا FOUNDATION Fieldbus است. البته در یک پروژه بزرگ، امکانات تشخیصی و تنظیم از راه دور میتواند هزینه تعمیرات را کاهش دهد. نوع نصب و محفظه اهمیت زیادی دارد. برد هدمونت بدون نمایشگر ارزانتر از یک ترانسمیتر فیلدمونت فولاد زنگنزن با نمایشگر و تأییدیه ضدانفجار است. جنس بدنه، IP، گلند و تعداد ورودی کابل نیز باید در مقایسه لحاظ شوند.
تأییدیه مناطق خطرناک، SIL، صنایع دریایی یا گواهیهای اختصاصی هزینه محصول را افزایش میدهند. این تأییدیهها حاصل آزمون و ارزیابی هستند و نباید فقط برای کاهش قیمت حذف شوند، اگر پروژه واقعاً به آنها نیاز دارد. تعداد کانالهای ورودی نیز مؤثر است. ترانسمیتر دو سنسوره میتواند امکاناتی مانند میانگینگیری، اختلاف دما، Sensor Backup یا تشخیص Drift داشته باشد و معمولاً از مدل تکورودی گرانتر است. برند، کشور سازنده، وضعیت موجودی، نرخ ارز، هزینه واردات، گارانتی و خدمات پس از فروش نیز روی قیمت نهایی بازار اثر میگذارند. به همین دلیل ارائه یک قیمت ثابت برای همه مدلها ممکن نیست و استعلام باید با کد فنی کامل انجام شود.
قیمت اولیه تنها بخشی از هزینه چرخه عمر تجهیز است. اگر ترانسمیتر ارزان پایداری ضعیفی داشته باشد، تعداد کالیبراسیونها، توقف خط و نیاز به تعویض افزایش پیدا میکند. عدم سازگاری با نرمافزار یا ابزار تنظیم نیز میتواند مشکلساز باشد. بعضی محصولات برای تغییر محدوده به رابط اختصاصی نیاز دارند که جداگانه فروخته میشود. هزینه این رابط باید در مقایسه لحاظ شود.
در نقاط غیرحساس و ساده، یک مدل اقتصادی معتبر کاملاً مناسب است. هدف خرید گرانترین محصول نیست، بلکه انتخاب تجهیز متناسب با ریسک و نیاز واقعی فرایند است.
در بازار ابزار دقیق برندهای متعددی temperature transmitter تولید میکنند. Emerson Rosemount مدلهای هدمونت، ریلمونت و فیلدمونت با پروتکلهای مختلف و قابلیتهای تشخیصی ارائه میدهد. خانواده Rosemount 644 و 3144 از محصولات شناختهشده این شرکت هستند.
Endress+Hauser خانواده iTEMP را برای ورودیهای RTD و ترموکوپل عرضه میکند. مدلهایی مانند TMT71، TMT72 و TMT82 دارای خروجی استاندارد، HART و امکانات پیکربندی مختلف هستند.
Siemens ترانسمیترهای SITRANS را در نسخههای هد، ریل و فیلد ارائه میکند. مدلهای TH320 و TH420 از RTD و ترموکوپل پشتیبانی میکنند و برای تبدیل دقیق و پیکربندی انعطافپذیر طراحی شدهاند.
WIKA ترانسمیترهایی مانند T16، T32 و T38 را در نسخههای مختلف ارائه میکند. بعضی مدلها برای ترموکوپل و برخی بهصورت یونیورسال با HART طراحی شدهاند.
ABB نیز محصولاتی مانند TTH300 را با ورودی دوکاناله و پروتکلهای HART، PROFIBUS PA و FOUNDATION Fieldbus عرضه میکند.
برندهای Yokogawa، Phoenix Contact، PR Electronics و تولیدکنندگان دیگر نیز محصولات متنوعی دارند. انتخاب برند باید براساس مشخصات فنی، استاندارد پروژه، پشتیبانی و موجودی انجام شود، نه فقط شهرت نام تجاری.
ترانسمیتر تکسنسوره برای بیشتر نقاط عادی اندازهگیری مناسب است. یک سنسور به ورودی متصل میشود و خروجی براساس همان مقدار تولید میگردد. هزینه و سیمبندی این مدل سادهتر است. ترانسمیتر دوسنسوره میتواند دو RTD، دو ترموکوپل یا ترکیبهای مجاز دیگر را دریافت کند. براساس قابلیت دستگاه، خروجی ممکن است از سنسور اول، سنسور دوم، میانگین، اختلاف، کمترین یا بیشترین مقدار تولید شود.
قابلیت Hot Backup در بعضی مدلها باعث میشود در صورت خرابی سنسور اصلی، سنسور دوم جایگزین شود. Sensor Drift Alert نیز اختلاف میان دو سنسور را کنترل میکند و اگر از حد تعیینشده بیشتر شود، هشدار میدهد. استفاده از دو سنسور فقط زمانی مفید است که هر دو بهدرستی نصب و کالیبره شده باشند. اگر سنسورها در نقاطی با دمای واقعی متفاوت قرار بگیرند، اختلاف طبیعی فرایند ممکن است بهعنوان Drift تفسیر شود.
ترانسمیتر قطعات مکانیکی متحرک ندارد، اما به معنی بینیازی کامل از نگهداری نیست. بازدید دورهای ترمینالها، گلند، محفظه، اتصال زمین و وضعیت خوردگی میتواند از خرابی جلوگیری کند. سوابق کالیبراسیون باید برای تشخیص Drift تحلیل شوند. فقط ثبت قبول یا رد کافی نیست؛ بررسی روند خطا در طول زمان اطلاعات ارزشمندی درباره سلامت سنسور و ترانسمیتر ارائه میدهد.
در مدلهای هوشمند، پیامهای تشخیصی و مقادیر حداقل و حداکثر ثبتشده بررسی شوند. افزایش مقاومت حلقه ترموکوپل یا اختلاف دو سنسور میتواند پیش از خرابی کامل هشدار ایجاد کند. برخی ترانسمیترهای پیشرفته برای تشخیص تخریب ترموکوپل، افزایش مقاومت حلقه را مانیتور میکنند. پس از بازکردن درپوش محفظه، آببندی و تمیزی رزوهها کنترل شود. در محیط مرطوب، باقیماندن رطوبت داخل بدنه میتواند به خرابی تدریجی منجر شود.
یکی از رایجترین اشتباهات، اعلامنکردن نوع دقیق سنسور است. عبارت «برای PT100» کافی نیست و تعداد سیم، استاندارد، محدوده و کلاس دقت نیز اهمیت دارند.
اشتباه دوم، یکساندانستن محدوده سنسور و محدوده خروجی است. ترانسمیتر باید برای Range واقعی مورد استفاده تنظیم شود. خرید دستگاه برنامهپذیر بدون ابزار پیکربندی نیز میتواند راهاندازی را به تأخیر بیندازد.
اشتباه سوم، مقایسه قیمت مدل هدمونت با مجموعه فیلدمونت کامل است. برای مقایسه صحیح باید تمام اجزای مورد نیاز شامل محفظه، نمایشگر، گلند، براکت و تأییدیه در نظر گرفته شوند.
نادیدهگرفتن حداقل Span، دمای محیط، مقاومت بار و ایزولاسیون نیز رایج است. این موارد ممکن است پس از نصب به نرسیدن خروجی به 20 میلیآمپر، خطای زیاد یا ناپایداری منجر شوند.
آخرین اشتباه، خرید محصول فاقد مدارک و کد فنی روشن است. روی برچسب باید مدل کامل، ورودی، خروجی، تغذیه و تأییدیه مشخص باشد. تفاوت یک حرف در کد سفارش ممکن است نوع خروجی یا استاندارد حفاظتی را تغییر دهد.
ترانسمیتر دما تجهیزی است که سیگنال سنسورهایی مانند PT100 یا ترموکوپل را دریافت و به یک خروجی استاندارد مانند 4 تا 20 میلیآمپر تبدیل میکند. این خروجی برای انتقال به PLC، DCS، نمایشگر یا کنترلر مناسب است.
همیشه نه. بعضی محصولات فقط برد ترانسمیتر هستند و باید به سنسور جداگانه متصل شوند. بعضی مجموعههای صنعتی نیز سنسور، ترموول، کلگی و ترانسمیتر را بهصورت یک اسمبلی کامل ارائه میکنند.
رایجترین خروجی صنعتی 4 تا 20 میلیآمپر است. HART، PROFIBUS PA، FOUNDATION Fieldbus، 0 تا 10 ولت و بعضی خروجیهای دیجیتال نیز بسته به مدل در دسترس هستند.
اگر PLC دارای کارت ورودی RTD سازگار باشد، اتصال مستقیم امکانپذیر است. در مسیرهای طولانی، محیطهای نویزی یا سیستمهایی که ورودی استاندارد میخواهند، استفاده از ترانسمیتر میتواند مناسبتر باشد.
در اتصال دو سیمه، مقاومت کابل به مقدار سنسور اضافه میشود. در سه سیمه، ترانسمیتر با فرض برابری مقاومت سیمها بخش عمده خطای کابل را جبران میکند. اتصال چهار سیمه بیشترین دقت را فراهم میسازد.
فقط اگر مدل یونیورسال از انواع مورد نظر پشتیبانی کند. حتی در این حالت باید نوع دقیق ترموکوپل در تنظیمات انتخاب شود. اتصال ترموکوپل K به دستگاهی که برای J تنظیم شده باشد، مقدار صحیحی نشان نمیدهد.
HART امکان تنظیم، شناسایی و دریافت اطلاعات تشخیصی را روی همان حلقه 4 تا 20 میلیآمپر فراهم میکند. کاربر میتواند Range، نوع سنسور، واحد و وضعیت خطا را بدون دسترسی مستقیم به برد تغییر یا مشاهده کند.
بله. مدل دو سیمه معمولاً از حلقه جریان تغذیه میشود. مدلهای سه یا چهار سیمه ممکن است تغذیه مستقل داشته باشند. ولتاژ مورد نیاز باید از دیتاشیت بررسی شود.
ممکن است دما بالاتر از محدوده باشد، سنسور قطع شده باشد یا جهت آلارم روی مقدار بالا تنظیم شده باشد. وضعیت ورودی، تنظیم Range و کد تشخیصی باید بررسی شوند.
مقدار کمتر از 4 میلیآمپر میتواند مربوط به زیر محدوده بودن دما، تنظیم آلارم پایین، ولتاژ ناکافی، خرابی حلقه یا خطای داخلی باشد. حدود دقیق آلارم در دیتاشیت مشخص میشود.
برای PT100 از کابل با تعداد رشته مناسب و مقاومت پایین استفاده میشود. برای ترموکوپل باید کابل افزایشی یا جبرانی متناسب با نوع TC انتخاب شود. در محیط نویزی، کابل شیلددار و مسیرگذاری صحیح اهمیت دارد.
هیچکدام برای همه کاربردها بهتر نیستند. هدمونت سیگنال را نزدیک سنسور تبدیل میکند و ریلمونت دسترسی آسانتری در تابلو دارد. دمای محیط، نویز، فاصله و شرایط نگهداری تعیینکننده هستند.
قیمت ترانسمیتر دما به برند، دقت، نوع ورودی، خروجی، پروتکل، محفظه، نمایشگر، تأییدیه ضدانفجار و SIL وابسته است. برای دریافت قیمت دقیق باید کد کامل سفارش و مشخصات فنی اعلام شود.
نوع سنسور، تعداد سیم، محدوده دما، خروجی، تغذیه، شکل نصب، دقت، شرایط محیطی، درجه حفاظت و تأییدیه مناطق خطرناک باید مشخص شوند. بدون این اطلاعات احتمال انتخاب مدل نامناسب بالا میرود.
بله، بهویژه در فرایندهای حساس. دوره کالیبراسیون براساس ریسک، شرایط کاری، سابقه Drift، الزامات کیفیت و توصیه سازنده تعیین میشود.
همیشه نه. کالیبراسیون برد فقط الکترونیک را بررسی میکند. برای ارزیابی کامل خطای اندازهگیری باید سنسور، ترانسمیتر و در صورت نیاز ورودی سیستم کنترل بهصورت یک حلقه کامل آزمایش شوند.
دقت ترانسمیتر فقط خطای مدار تبدیل را نشان میدهد. دقت کل شامل خطای سنسور، کابل، اتصال سرد، نصب، ترموول، ترانسمیتر و کارت ورودی است. مشخصات کل حلقه باید برای کاربردهای حساس محاسبه شود.
در مدلهای قابل برنامهریزی بله. تغییر ممکن است از طریق نرمافزار، رابط USB، HART، کلید داخلی یا Bluetooth انجام شود. روش دقیق به مدل دستگاه بستگی دارد.
مدل فیلدمونت با درجه حفاظت و جنس مناسب میتواند در فضای باز نصب شود. محافظت در برابر باران، تابش خورشید، میعان، خوردگی و ورود آب از کابل ضروری است.
نویز الکتریکی، اتصال شل، شیلد نامناسب، خرابی سنسور، رطوبت، کابل نامناسب یا تغییر واقعی فرایند میتواند باعث نوسان شود. بررسی باید از سنسور تا PLC مرحلهبهمرحله انجام گیرد.
ترانسمیتر دما یکی از اجزای اصلی زنجیره اندازهگیری دما در سیستمهای صنعتی است. این تجهیز سیگنال ضعیف و غیرخطی سنسورهای RTD یا ترموکوپل را دریافت کرده و آن را به خروجی استاندارد، پایدار و قابل انتقال تبدیل میکند. خروجی 4 تا 20 میلیآمپر، ارتباط HART و شبکههای فیلدباس از روشهای رایج انتقال اطلاعات در temperature transmitterهای صنعتی هستند.
انتخاب صحیح ترانسمیتر فقط به نوع سنسور محدود نمیشود. محدوده اندازهگیری، حداقل Span، دقت، Drift، دمای محیط، زمان پاسخ، ایزولاسیون، ولتاژ تغذیه، مقاومت بار، نوع نصب، درجه حفاظت و تأییدیه مناطق خطرناک همگی باید بررسی شوند.
در زمان خرید ترانسمیتر دما بهتر است مشخصات کامل فرایند و سیستم کنترل در اختیار تأمینکننده قرار بگیرد. مقایسه مدلها نیز باید براساس کد فنی و امکانات واقعی انجام شود. مقایسه یک مدل ساده PT100 با یک ترانسمیتر دوسنسوره HART و ضدانفجار فقط براساس قیمت، نتیجه درستی ارائه نمیدهد.
قیمت ترانسمیتر دما تحت تأثیر برند، دقت، پروتکل، شکل نصب، جنس محفظه، نمایشگر، گواهی کالیبراسیون، SIL و تأییدیههای ضدانفجار قرار دارد. ارزانترین انتخاب الزاماً اقتصادیترین راهحل نیست و باید هزینه نگهداری، کالیبراسیون، توقف خط و دسترسی به خدمات نیز در نظر گرفته شود.
در نهایت، عملکرد دقیق سیستم دما حاصل هماهنگی سنسور، ترانسمیتر، کابل، ترموول، نصب و سیستم کنترل است. انتخاب یک temperature transmitter مناسب در کنار نصب اصولی و کالیبراسیون دورهای میتواند دقت اندازهگیری، کیفیت محصول، ایمنی فرایند و قابلیت اطمینان تجهیزات را بهبود دهد.